ملاك انتخاب مصاحب و استاد
اگرچه در أخبار و روايات امر به تفقّه در دين و تحصيل علم و معرفت شده ، اما از سوى ديگر نسبت به مجالست و مخالطت با أبناء دنيا كه قلوب آنان از محبّت دنيا پر شده ، و نيز از معاشرت با أهل فسق و فجور و معصيت كه ظلمت گناهان دلهاى آنان را تيرهوتار كرده است ، نهىشدهاست ؛ چرا كه غريزهء محاكات و تأثير و تأثّر نفوس بر يكديگر ، امرى وجدانى و ضرورى و غيرقابل انكار است .
چه بسيار افرادى كه در اثر صحبت اهلالله به فوز و فلاح و رستگارى رسيدند و نداى :
يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ
*
بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ
« 1 » آنان در ملك و ملكوت طنين انداخت و چه بسيار افرادى كه در اثر همنشينى با قرين سوء و ناجنس هنوز فرياد حسرت و ندامت آنان كه :
يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا
« 2 »
شنيده مىشود .
حضرت علّامهء والد روحىفداه بارها اين أبيات از ديباچهء شيخ مصلحالدّين سعدى شيرازى را در آثار صحبت و تأثير كمال همنشين براى ما
هامش
( 1 ) . ذيل آيه 26 و آيه 27 ، از سورهء 37 : يس : « اى كاش قوم من مىدانستند كه پروردگار من مرا در مغفرت و كرامت خود قرار داد . »
( 2 ) . آيه 28 ، از سورهء 25 : الفرقان : « اى كاش كه من فلانى را دوست و خليل خود نمىگرفتم . »