تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
كه در دوران تحصيل در قم و نجف به ايشان وارد شده بود ، سلامتى مزاجشان تا حدود زيادى از دست رفته بود و مبتلا به بيماريهائى شده بودند و لذا به ما مىفرمودند : شما اين گونه درس نخوانيد . حقير با آقاى أخوى در أيّام تحصيل در بلدهء طيّبهء قم ، در حجره يك چراغ علاءالدّين داشتيم كه صبح هنگام خروج از حجره براى درس و بحث ، غذاى ظهر خود را روى آن قرار مىداديم و مىرفتيم ، ظهر كه براى صرف غذا و استراحت به حجره بر مىگشتيم ، مىديديم كه يا شعلهء چراغ بالا رفته و غذا سوخته و يا شعله پايين آمده و غذا نپخته مانده است ! و به همين دليل مدّتى بود كه غالباً بدون نهار مىمانديم و مجبور مىشديم به يك غذاى حاضرى مانند نان و پنير و يا تخم مرغ بسنده كرده و خود را سير كنيم ، تا اينكه حضرت علّامهء والد مطّلع شدند و فرمودند : حفظ سلامتى بدن واجب است ، اين گونه كه شما عمل مىكنيد به سرمنزل مقصود نمىرسيد ، بايد سلامتى خود را حفظ كرده و نسبت به تغذيه كوتاهى نكنيد .