تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
شب‌كلاه سفيد بر سر بگذارند « 1 » و تأكيد ايشان بر اين سنّت حسنه سبب شده بود كه طلّاب علاقمند به ايشان در حوزهء علميّهء خراسان از تقيّد به لباس بلند و پوشيدن شب‌كلاه سفيد شناخته شوند . « 2 »
هامش
- نسبت به بعضى از غير اهل علم در برخى موقعيّت‌ها مىفرمودند : لازم نيست لباس بلند بپوشيد يا موى سر خود را كوتاه كنيد . برخى از غير طلّاب سؤال كرده بودند : آيا صلاح است موى سرمان را بتراشيم ؟ فرمودند : خير شما نبايد بتراشيد ، هر كسى وظيفه‌اى دارد . يكى از أطبّاء مشهور ، از ايشان اجازه خواست كه كت بلند بپوشد ، اجازه نفرمودند ؛ چرا كه دكترى كه موقعيّت و شهرتى دارد اگر بخواهد به برخى از سنّت‌ها عمل كند ، گاه چون در عرف مورد پذيرش قرار نمىگيرد مفسدهء آن بيشتر از مصلحتش مىباشد . ولى دربارهء طلّاب - به جهتى كه گذشت - تأكيد داشتند كه همه به اين دستورات عمل كنند . ( 1 ) . كلاه سفيد برسرداشتن از سنن حضرت رسول‌الله و أئمّهء طاهرين عليهم الصّلوة و السّلام است . و از لباس سياه عموماً و از خصوص كلاه سياه نهى شده است . ( رجوع‌كنيد به وسآئل‌الشّيعة ، ج 5 ، كتاب‌الصّلوة ، أبواب أحكام‌الملابس ، باب 31 ص 58 و 59 ، ح 2 و 3 و 5 ؛ و ج 4 ، أبواب لباس‌المصلّى ، باب 19 و 20 ، ص 382 تا ص 387 ح 1 و 3 ) ( 2 ) . برخى اشكال مىكردند كه طلّابى كه معمّم نيستند اگر قبل از عمامه‌گذارى لباس بلند پوشيده و شب‌كلاه بر سر بگذارند ، اين طرز لباس پوشيدن موجب انگشت‌نماشدن مىشود و مصداق « لباس شهرت » است ، فلذا نبايد اينچنين لباس پوشيد . ولى اين سخن تمام نيست ؛ زيرا اين لباس مسلّماً خلاف زىّطلبگى نيست ، بلكه شأن و وظيفهء طلّاب پوشيدن اين لباس و حفظ سنّت رسول‌خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم است ، و طلبه ميتواند در عين عمل به اين سنّت با وقار و متانت عزّت خود را حفظ كند و عمل به اين سنّت مستلزم شكسته‌شدن شأن مؤمن نمىباشد . امّا أدلّه‌اى كه ناظر به نهى از أصل مشهورشدن و انگشت‌نماشدن است ، أعمّ از اينكه عمل شخص بر خلاف زىّ او باشد يا نه ، اين أدلّه مسلّماً ناظر به لباسهائى كه سنّت و سيرهء معصومين عليهم السّلام است و به آن امر فرموده و تأكيد نموده‌اند نمىباشد ، خصوصاً با اهتمام شديدى كه رسول خدا و أئمّه عليهم الصّلوة و السّلام در مسألهء لباس داشته‌اند و ل حفظ عزّت مسلمين را به بقاى فرهنگ اسلامى در مَلبس و مَطعم آنان مربوط دانسته‌اند . از أميرالمؤمنين عليه‌السّلام روايت است كه مىفرمودند : لا تَزالُ هذِهِ الامَّةُ بِخَيرٍ ما لَمْ يَلبَسوا لِباسَ العَجَمِ وَ يَطْعَموا أطعِمَةَ العَجَمِ ، فَإذا فَعَلوا ذلِكَ ضَرَبَهُمُ اللهُ بِالذُّلِّ . ( وسآئل‌الشّيعة ، ج 5 ، كتاب‌الصّلوة ، أبواب أحكام‌الملابس ، باب 14 ، ص 27 ، ح 4 )