أمراض و أسقام نياز حاصل مىشود و زمانى كه به عالم آخرت منتقل شوى كه در آن مرض و دردى نيست ، با آن علم چه كسى را مداوا خواهى كرد ؟ ! و نيز به علم هندسه تنها در عالم مساحت و مقدار نياز حاصل مىشود و زمانى كه كوچ كنى ، آن را در عالم خود رها كرده و لوح نفس با همان بساطت أوّليّه و عارى از هر فضيلت و كمالى ، پا به عالم ديگر مىگذارد .
و همچنين است اشتغال به هر علمى كه نفسْ آن را در انتقال به عالم آخرت رها مىكند . پس بر عاقل دانا واجب است كه از اين علوم ، تنها آنچه را بدان حاجت ضرورى دارد فرا گرفته و در تحصيل علم ماندگار بكوشد ؛ و آن نيست مگر دو علم : أوّل علم بالله و دوّم علم به مواطن آخرت . »
غنچه گو تنگدل از كار فروبسته مباش * كز دم صبح مدديابى و أنفاس نسيم
فكر بهبود خود اىدل ز درى ديگر كن * دردِ عاشق نشود به ، به مداواى حكيم
گوهر معرفت اندوز كه با خود ببرى * كه نصيب دگراناست نصاب زر و سيم
دام سختاست مگر يار شود لطف خدا * ور نه آدم نبرد صرفه ز شيطان رجيم « 1 »
حضرت علّامهء والد قدّس الله نفسه القدسيّه مىفرمودند : با دو بال علم و عمل حركت كنيد ، طلبه نبايد فقط از جهت علمى سير كند ؛ اگر تنها از جهت علمى رشد كرد و اين رشد همراه با سير در مراتب تقوى و طهارت باطن نبود ، در آينده با مشكل روبهرو مىشود ، و چه بسا در گرداب نفس و طغيان آراء باطلهء
هامش
( 1 ) . ديوانحافظ ، ص 159 ، غزل 355 .