فقير است و اين فقر و مسكنت و ذلّت حال ماسوىالله است ؛ پس همّت خود را بالا ببر و علم خود را تنها از خداى پاك و منزّه ، آن هم بر نهج كشف و يقين أخذ و تلقّى نما .
يكى از دوستانت كه در مورد تو حسن نيّت دارد و من نيز با او الفت و دوستى دارم ، به من خبر داد كه روزى ناگهان گريهسردادهاى و وقتى از تو علّت گريه را جويا شدند در پاسخ گفته بودى : مسألهاى بود كه مدّت سىسال به درستى آن اعتقاد داشتم ، ولى با دليلى كه اينك برايم آشكار شد ، دانستم كه اعتقاد پيشين من خلاف و اشتباه بوده است ، پس گريستم و با خود گفتم : چهبسا آنچه اكنون برايم ظاهر شده است نيز همانند أوّل باشد .
اين كلام و گفتار خود توست ، و جان كسى كه در مرتبهء عقل و فكر توقّف كرده باشد محال است كه با اين علوم آرام شده و راحت و قرار گيرد ، بخصوص در معرفت خداى عزّوجلّ . »
و ميگويد : « و بر شخص خردمند ضرورىاست كه فقط علومى را طلب كند كه براى ذات او رشد و كمال و تعالى آورده و همراه با او از دنيا به آخرت منتقل مىشود و آن نيست مگر علم به خدا ؛ زيرا به علم تو به طب تنها در عالم
هامش
- فى الإنباتِ و جاد ؛ ففيه معنى الانفعال و التّأثّر ، و بذلك سُمّيتِ الانثى من الحيوان انثى . و قد سُمّيت الأصنامُ و كلُّ معبودٍ من دون الله إناثًا لكونها قابلاتٍ منفعلاتٍ ليس فى وُسعها أنتفعل شيْئًا ممّا يتوقّعه عبادُها منها ، كما قيل ، قال تعالى :إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ .ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ .و قال :وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً. فالظّاهر أنّ المُرادَ بالانوثةِ الانفعالُ المحضُ الّذى هو شأنُ المخلوقِ إذا قيس إلى الخالقِ عزّاسمُه . » ( الميزان ، ج 5 ، ص 83 )