بصيرت وارد شود و بداند قدم در چه راهى مىگذارد و هدف و مقصد خود را فقط خدا قرار داده و نطفهء حبّرياست و جاهطلبى و آقايى و اعتبارات دنيّهء دنيويّه را در وجود و كمون ذات خود نابود نمايد . اگر چنين كرد ، ديگر يك طلبهء عادى نخواهد بود كه تفاوت او با ديگران فقط در لباس و ظاهر باشد و هر جا برود و هر كارى بكند و يله و رها باشد .
مىفرمودند : طلبه نبايد اين علوم و معارف را وسيلهاى براى افاده و تعليم ديگران بداند ، بلكه در وهلهء أوّل بايد براى كمال نفس خود علم بياموزد . بايد در صدد تهذيب نفس باشد و خود را إصلاح كند . اگر درس را براى فهميدن و عملكردن بخواند و به دنبال تهذيبنفس خويش باشد ، ديگران نيز از او استفاده كرده و از علومش بهره مىبرند و نيز ميتواند مردم را به سوى خداوند جلّجلاله حركت و سوق دهد و گرنه ، نه خود متمتّع مىشود و نه ديگران بهرهء واقعى و كامل مىبرند . و ليكن معالأسف برخى از طلّاب كه وارد حوزه مىشوند ، نهايت سعى و اجتهاد آنان تحصيل مقام مرجعيّت و تصرّف كرسى افتاء و رياست عامّه است و جز اين هيچ مقصد و مقصودى ندارند و بههيچوجه در تحصيل علم و دانش خداوند را در نظر ندارند !
فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا
*
ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى .
« 1 »
« پس اى پيغمبر ! رويت را بگردان از ديدار كسى كه از ذكر ما و ياد ما اعراض كرده و روى خود را گردانده است و غير از پستترين زندگى بهيمى مقصد و مقصودى ندارد . آنست نهايت مرتبه و غايت درجه از علومشان كه
هامش
( 1 ) آيه 29 و 30 ، از سورهء 53 : النّجم .