و اشتغال زنان مسلمان به اين امور و اهتمام شديد در زندهنگهداشتن احساسات و عواطف پاكى كه در وجود آنان به وديعت نهاده شده بود ، ايشان را از ورود در مجامع مردان و اختلاط با آنان حتّى در حدودى كه خداوند براى آنان مباح كرده بود بازمىداشت ، و بقاى مسلمين بر اين سيره تا قرون متمادى خود گواه صدقى بر اين معنا است .
اين بود تا اينكه فرهنگ افسارگسيختهء غربى با نام آزادى زنان در ميان آنان نفوذ كرد و براى مردان و زنان مسلمان فساد و تباهى اخلاق را به أرمغان آورد و شيرازهء زندگى گرموشيرين آنان را از هم گسيخت ، بدون آن كه خود بفهمند و ألبتّه به زودى خواهند دانست ( كه چگونه سرمايههاى إلهى را تباه ساختند و حيات و زندگى خود و فرزندان خود را در مقابل آمال موهومه و حظوظ فانيه باختند و چيزى جز حرمان و حسرت و اندوه براى آنان نماند . )
بارى ! اگر مردم ايمان مىآوردند و تقواى إلهى را پيشهء خود مىساختند ، البته خداوند درهاى آسمان و بركات آن را به روى آنها مىگشود و آنان از آسمان و زمين غرق در احسان و نعمت پروردگار مىشدند ، ولى افسوس كه آيات خدا را تكذيب كردند و لاجرم به انتقام خداوند قهّار گرفتار شدند . »
آرى ، حيات و رشد و تعالى زن در محفوظبودن و عدماختلاط با مردان نامحرم است تا بتواند با انجام وظائف خويش به كمال خود نائل آيد ، ولى با اين حال ، حضرت علّامهء والد تحصيل علم را مختصّ به مردان نمىدانستند و تأكيد مىفرمودند كه مخدّرات نيز بايد از جهت علمى به رشد و تعالى برسند ، و تحصيل علم و دانش براى مخدّرات اگر همراه با برنامهء صحيح باشد و از عمر و استعدادهايى كه خداوند به زن عطا نموده درست استفاده شود ، هيچ منافاتى با حمل و رضاع و تدبير امور منزل ندارد . و سفارش مىفرمودند كه صبايا تا قبل از ازدواج قدر اوقات فراغت خود را بدانند و تا حدّ ممكن در جهات علمى رشد
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 122
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١٢٢