و لذا تحصيل مخدّرات ، بيش از آنچه گذشت ، در رشتههاى صنعتى و فيزيك و أمثال آن صحيح نمىباشد ؛ زيرا نهتنها موجب پيشرفت ايشان نيست بلكه سبب هدررفتن بيتالمال گشته و نيز سبب مىشود كه جاى مردان را در تحصيل و كار و اشتغال پر كنند .
و دوّم اينكه : تحصيل علم در جامعهء اسلامى مانند سائر امور بايد در مسير خير و تقرّب به خداوند باشد و روزبهروز بر درجهء عبوديّت انسان بيفزايد ، لذا زنان در طريق تحصيل نبايد از حدود و ثغور أحكامى كه شرع مقدّس تعيين كرده و لو به قدر سرسوزن تجاوز و تخطّى كنند . بنابراين تأسيس محيطهاى آموزشى و كلاسهايى كه مطابق با موازين شرع نمىباشد و پسران و دختران در آنها بايكديگر اختلاط دارند و در مسير قرب به حضرت حقّ نبوده بلكه موجب بُعد و دورى از خدا و حرمان از عنايات و ألطاف حضرت ربّ ودود مىشود ، بههيچوجه جائز نمىباشد .
يكى از مهمترين وظائف حكومت إسلام ايجاد فضاى مناسب و سالم براى تحصيل و تعليم است ، فضائى كه تحصيل علم در آن همگام و همجهت با
هامش
- مستلزم اختلاط زن و مرد در صفهاى واحدى است ، زيرا كه اين گونه استلزام اختلاط در حكومتهاى جائر و كافر است كه بناى آنها بر مراعات و دستورات و قوانين اسلام نيست ، و ليكن گفتار ما در اينجا راجع به حكومت اسلام است . و بنابراين بر عهدهء دولت اسلام است كه به زنان آداب رزم و جنگ را بطور صحيح بياموزد و راه دفاع از جان و نفس آنان را به آنها نشان دهد ، بطوريكه هيچيك از محظورات مذكوره لازم نيايد ؛ همچنانكه بر عهدهء دولت اسلام است كه به آنها سائر فنون و حرفههائى را كه اختصاص به آنان دارد بياموزد ؛ مانند فنّ پزشكى و فنّ جرّاحى و قابلگى و مداواى زنان مريضى كه در هنگام زايمان نيازمند به عمل جرّاحى هستند ، بطوريكه هيچيك از جهات اختلاط منفى و منهىٌّعنه بين مردان و زنان پيش نيايد . » ( ترجمهء رسالهء بديعه ، ص 122 و 123 )