كنند و بر سرمايههاى علمى خود بيفزايند .
بارها براى ترغيب مخدّرات به تحصيل علم ، نمونههايى از زنان فاضله و عالمه و سيرهء آنان را بيان مىكردند ؛ مثلًا مىفرمودند : « فاطمه بيگم ، دختر علّامهء مجلسى فرزندان بسيارى داشتند ، ولى بااينحال أهل فضل و دانش و فقاهت نيز بودهاند و براى مخدّرات مجالس تفسير و حديث و تدريس داشتهاند . و
نيز آمنه بيگم « 1 » دختر مجلسىأوّل و عيال مرحوم ملّاصالح مازندرانى مجتهده بودهاند . »
بارى ، ايشان اگر چه تحصيل علم را براى زنان مطلوب مىدانستند أمّا آنرا موقوف بر رعايت دو شرط أساسى مىشمردند .
اوّل اينكه : تحصيل علم بايد در مسير تكامل و رشد بوده و سرمايههاى إلهى را در آنان بارور سازد ، از اين جهت بايد در رشتههايى مشغول به تحصيل
هامش
( 1 ) . وى عيال ملّامحمّدصالح مازندرانى و مادر آقا ملّاهادى مازندرانى و آقا ملّا نور الدّين محمّد مازندرانى است كه هر دو از علماء و فضلاء بودهاند . اين بانو علاوه بر زهد و تقوى ، در فقه و اصول و حديث و تفسير يد طولائى داشت . شوهر وى كه خود از أكابر علماء شيعه است در مسائل علمى مشكل از وى كسب فيض مىكرده و مسائل دشوار كتاب قواعدالأحكام علّامهء حلّى را از او پرسش مىنموده است .
صاحب ريحانةالأدب ، داستانى حاكى از فضل و پارسائى او نقل مىكند : آمنهبيگم زن ملّاصالح ، در فضل و دانش و ديانت شهرت داشت و در مراتب علميّه بهحدّ كمال بود حتّى ملّامحمّدصالح در شب أوّل زفاف محض أداى شكر إلهى در زاويهء اطاق بعد از حمد و شكر خداوندى مشغول مطالعه بود ، اتّفاقاً به مسألهء مشكلى برخورده و از حلّ آن عاجز شد . آمنهبيگم واقع مطلب را به فراست دريافت . چون صبح آن شب ملّامحمّدصالح به قرار معهود به درس رفت ، آمنه بيگم همان مطلب را حلّ كرده و مشروحاً نوشته و در همانجا گذاشت . چون شب ديگر برآمد و ملّاصالح كتاب را براى مطالعه باز كرد ، آن نوشته را ديد ، از غايت خوشحالى به سجدهء شكر افتاد . باز تا صبح مشغول عبادت و مطالعه بود و بدين منوال تا سه شب متوالى شرط زفاف وقوع نيافت . ( ريحانةالأدب ، ج 5 ، ص 148 )