حضرت علّامهء والد رضوان الله تعالى عليه در جهت اهتمام به دروس و تحصيل شاگردان سلوكى خود ، به گونههاى مختلف آنان را به تحصيل علم ترغيب و تشويق مىفرمودند ؛ مثلًا وقتى با طلبهء جوانى برخورد مىنمودند از درس او سؤال مىكردند كه به چه كتابى اشتغال داريد ؟ جواب آن طلبه هر چه بود ، سيوطى يا مغنى يا مطوّل ، شروع مىكردند به سؤال از آن كتاب . اگر جواب مىداد ، پاسخ او را نقد مىكردند و يا سؤال ديگرى طرح مىنمودند و بر اين منوال بحث و مباحثهء با او را ادامه مىدادند ، و نوعاً حتّى طلّاب فاضل كه خوب و دقيق درس خوانده بودند در بحث با ايشان مغلوب مىشدند و به ندرت اتّفاق مىافتاد كه كسى بتواند جواب كافى و وافى ، بهگونهاى كه جايى براى نقد و مناقشه نداشته باشد بدهد .
كسانى را كه خوب از عهدهء پاسخ مسائل بر مىآمدند تحسين مىنمودند و إلّامتأثّر شده و آثار غم بر سيماى مباركشان ظاهر مىشد كه چرا اين جوان از دقائق عمر خود بهره نمىبرد و او را به جدّيّت در تحصيل علم و درسخواندن ، توصيه مىنمودند .
شرائط و آداب تحصيل علم
تحصيل علم متوقّف بر شرائط و رعايت آدابى است كه علل معدّهء آن بشمار مىآيند ، و اگر طالب علم ، آن شرائط را تحصيل و آن آداب را رعايت نمود و در راه علم با خلوص و قدم صدق پاى نهاد و قلب خود را از شوائب غير خدا پاك كرد ، خداى تعالى نيز او را مورد عنايت و لطف خود قرار داده ، أنوار علوم إلهى را بر آينهء دل او مىتاباند .
در غير اين صورت ، طالب علم ، نقد عمر را به هيچ خواهد باخت و به نتيجهاى دست نخواهد يافت و يا علىالأقلّ به نتيجهء دلخواه خود نمىرسد .
شهيد ثانى أعلىاللهمقامَه در مقدّمهء كتاب نفيس و ممتّع
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 117
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١١٧