فيّاض و جوشان علم خدا ، جارى و سرازير شده است . شما با آمدن در اين راه ميراثدار رسول خدا صلّى الله عليه و آله مىشويد ، جان شما از علوم و معارف قرآن سيراب مىشود و عالم به علوم آلمحمّد عليهم السّلام مىشويد .
مىفرمودند : شما اگر مثلًا طبيب حاذقى هم بشويد متكفّل سلامت بدن و جسم مردم مىشويد ، ولى اگر فقيه شويد طبيب نفوس مردم شده ، از نقطه نظر ظاهر ، دنياى آنها را با سلامت روح و روانشان آباد مىگردانيد و از نقطه نظر باطن نيز از آنها دستگيرى نموده و أمراض باطنى آنها را علاج مىكنيد . همان قدر كه روح بر بدن شرافت دارد ، علوم متعلّق به روح نيز بر علوم متعلّق به جسم شرافت و فضيلت دارد .
با اين كلمات دلنشين ايشان ، اگر در وجود ما علاقه و شور و نشاط ايجاد مىگشت و يا علاقهاى كه از قبل بود ، تشديد مىشد ، با اختيار در اين راه قدم مىگذاشتيم و الّا ما را اجبار نمىكردند . به كسانى هم كه مايل بودند فرزندان آنها از أهل علم شوند مىفرمودند : آنها را اجبار نكنيد بلكه به همين نحو محاسن و محامد آن را براى نورديدگان خود بيان كنيد تا با ميل و اراده و علاقهء خود در اين راه وارد شوند .
البتّه بعد از ورود در اين راه و مزيّن شدن به كسوت اهل علم ، سفارشات بسيارى به اشتغال تام به دروس مىنمودند و مىفرمودند : « تحصيل علم تكليف شرعى است و رسول خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم و أئمّهء هدى عليهم السّلام دستور به تفقّه در دين دادهاند و طلبه نبايد در اطاعت از اين دستور كوتاهى كند ، بايد از عمر خود در راه شناخت دين و ترويج و دفاع از آن به بهترين وجه استفاده نمايد . »
و بر اين اساس و به جهت اهتمام شديدى كه به تحقّق فرمايشات پيشوايان دين داشتند به طلّابى كه علاوه بر تحصيل علوم و معارف أهلبيت
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١١٤