آقاى قاضى به شاگردان طلبهء خود كه ممهّد براى درس بودند ، دستور به خواندن اين علوم تا درجهء اجتهاد مىدادند و حضرت آقاى حدّاد نيز دستور به خواندن و فراگرفتن اين علوم مىدهند .
حضرت آقاى قاضى أفاض الله علينا من بركات تربته ، به تحصيل شاگردان خود بسيار اهتمام داشتند و مرحوم حضرت حدّاد نقل مىنمودند كه ايشان به شاگردان خود مىفرمودند : قبل از اين كه شعلههاى سوزان آتش عشق و محبّت حضرت حقّ ، وجود شما را در بر گيرد ، دروس خود را خوب بخوانيد و به انجام برسانيد ؛ چرا كه با ظهور طليعهء آفتاب عشق ، ذكر و فكر سالك مستغرق در محبوب مىشود و ديگر قدرت بر انصراف و پرداختن به تحصيل علم ندارد و دروس او ناتمام مىماند . »
آرى ، در آن حال سالك در تقلّبات عشق و آتش هجران و فراق مىسوزد و مىگدازد ، ندبه سرمىدهد ، زارى مىكند ، شيدا و واله دربهدر و كوىبهكوى به دنبال او ميگردد و از سر سوز و حرقت دل ، آواى حزين خود را در ترنّم اين أبيات بلند مىكند تا آنجا كه دل ديگران را نيز آتش زده و سيلاب اشك را از گونههاى آنان در فراق حضرت حقّ جارى مىسازد .
مسلمانان مرا وقتى دلى بود * كه با وى گفتمى گر مشكلى بود
به گردابى چو مىافتادم از غم * بهتدبيرش اميد ساحلى بود
دلى همدرد و يارى مصلحتبين * كه استظهار هر أهل دلى بود
ز من ضايع شد اندر كوى جانان * چه دامنگير يا رب منزلى بود
هنر بىعيب حرمان نيست لكن * ز من محرومتر كى سائلى بود
بر اين جان پريشان رحمت آريد * كه وقتى كاردانى كاملى بود « 1 »
هامش
( 1 ) . ديوانحافظ ، ص 108 ، غزل 244 .