يَحْذَرُونَ .
« 1 »
« همهء مؤمنين چنين حقّى ندارند كه كوچ كنند ؛ چرا از هر قبيله و گروهى افرادى از آنها براى تعلّم فقه و احكام دين و معرفت قرآن و عرفان إلهى و دينشناسى و بصيرت در إسلام كوچ نمىكنند تا در دين فقيه شوند و چون به سوى أهل و قوم و خويشاوندان خود برگردند آنانرا از عذاب خدا بترسانند به اميد آنكه آنها حذر كنند و متنبّه گردند و دست بردارند . »
ايشان غرض و هدف از حوزههاى علميّه را تربيت فقيه عارفبالله مىدانستند و معتقد بودند فارغالتّحصيل حوزه بايد فقيهى خبير و بصير و جامع حكمت نظرى و عملى باشد تا در زمان غيبت كه دست قاطبهء مردم از امام زمان عجّل الله تعالى فرجه الشّريف كوتاه است در حدّ خود بر منهاج آن حضرت عمل نموده و امر هدايت مردم را به دست گيرد . لذا براى كسانى كه قصد ورود به حوزه و تحصيل علوم راستين را داشته و مىخواهند در سلك متعلّمان علوم أهلبيت عليهم السّلام و شاگردان مكتب آنان درآيند ، شرائطى را لازم مىدانستند :
أوّلًا : كسى كه قصد تحصيل اين علوم أصيله را دارد ، بايد خوشفهم و خوشاستعداد و داراى قواى فكريّه و حافظهاى خوب باشد ؛ چرا كه دروس حوزه عميق و سنگين و مشكل است و فاقد اين شرط ولو اينكه مجدّ هم باشد ، تاب نياورده و تحمّل نخواهد كرد ، فلذا يا درس را رها مىكند و يا اگر بماند علم او سبك و كممايه مىشود و براى جامعه مفيد نخواهد بود .
و ثانياً : بايد فردى كوشا و مجدّ و درسخوان باشد ، در غير اين صورت اگرچه داراى استعداد هم باشد ، در اثر تكاهل و تنبلى عمر خود را تباه و ضايع
هامش
( 1 ) . آيه 122 ، از سورهء 9 : التوبه .