تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
معارف بشود . » گاهى كه بعضى از آشنايان به منزلشان مىآمدند ، مىفرمودند : « شما ميهمانها را به داخل منزل راهنمايى كرده و از آنان به نحوى شايسته پذيرائى كنيد . » البتّه اگر واردين از أرحام بودند ، ايشان از باب صلهء رحم تشريف آورده و با آنها ديدن مىنمودند . بارها از ايشان تقاضاى تدريس شد و طلّاب و ارادتمندانشان مشتاق و راغب بودند كه ايشان جلسهء درسى دائر كنند ، حتّى برخى از قم پيغام مىدادند و سفارش‌مىكردند كه اگر ايشان درس شروع كردند به ما اطّلاع دهيد تا به مشهد آمده و در حلقهء درسشان شركت كنيم ! امّا ايشان همهء اين درخواست‌ها را رد كرده ومىفرمودند : « در تمام اوقات مشغول تأليف دورهء علوم و معارف هستم ، اگر تحرير اين كتاب‌ها تمام شد و عمرى بود بعد از آن إن‌شاءالله درس را شروع مىكنيم . » سيرهء ايشان در تمام اين دوران اين چنين بود كه از طلوع آفتاب به مكتبهء خود در بيرونى تشريف برده و تا زوال شمس و أذان ظهر بدون توقّف و درنگ ، مشغول مطالعه و كتابت بودند . هنگام أذان ظهر به اندرونى آمده نمازشان را مىخواندند و مختصر غذائى تناول مىكردند و پس از كمى استراحت دوباره به مكتبه رفته و يكسره تا غروب مىنوشتند . هنگام غروب به نماز و عبادت مشغول مىشدند و بعضى شبها دوباره چندساعتى مطالعه يا تأليف داشتند . قبل از خواب غذاى ساده‌اى مثل نان‌وپنير تناول نموده و به استراحت مىپرداختند تا سه‌ساعت و يا دوساعت‌ونيم به أذان صبح كه بيدار شده و مشغول عبادت و مناجات و رازونياز مىشدند و ديگر تا ظهر نمىخوابيدند . و برنامهء ايشان همينطور بود تا اين اواخر كه أطبّاء قلب ، ايشان را از مطالعه و كتابتِ بسيار منع كردند و ايشان كمى حجم مطالعات و تأليف را تقليل