جز صراحىّ و كتابم نبود يار و نديم * تا حريفان دغا را به جهان كم بينم « 1 »
از مفضّلبنعمر روايت است كه : قَال لى أبوعَبْدِاللَهِ عَلَيْهِالسَّلامُ :
اكْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَكَ فى إخْوانِكَ ، فَإنْ مِتَّ فَأَوْرِثْ كُتُبَكَ بَنيكَ ؛ فَإنَّهُ يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانُ هَرْجٍ لايَأنِسونَ فيهِ إلّابِكُتُبِهِمْ . « 2 »
مفضّل ميگويد : « امام صادق عليه السّلام به من فرمودند : اى مفضّل ، علوم خود را در قيد كتابت بياور و آن را ميان برادران دينى خود منتشر ساز . و اگر از دنيا رفتى كتابهايت را براى فرزندانت به ميراث بگذار ؛ زيرا زمان فتنه و هرجومرجى بر مردم خواهد آمد كه در آن تنها با كتابهاى خود انس مىگيرند . »
حضرت علّامهء والد رضوان الله تعالى عليه به كتاب و مطالعهء آن بسيار علاقمند بوده و هر فرصتى را براى مطالعه و كتابخوانى مغتنم مىشمردند و لذا بيشتر اوقات ايشان در مكتبه مىگذشت .
در هر علم و فنّى از علوم اسلامى كه وارد مىشدند به صورت مبسوط و گسترده ، مطالعه و تحقيق داشتند ؛ آنچنانكه دورههاى متعدّدى از تفسير قرآن كريم و فقه را به طور كامل ، و كتب بسيار زيادى را در زمينهء سِيَر و تواريخ ، حديث ، عرفان و حكمت و كلام و . . . مطالعه كرده بودند . حتّى تا أواخر عمر شريفشان با كتابهائى مانند : تذكرةالفقهاء علّامهء حلّى و مسالكالأفهام شهيدثانى و رياضالمسائل آقا سيّدعلى طباطبائى و مستندالشّيعة ملّا احمد نراقى رحمة الله عليهم أجمعين مأنوس بوده و به مطالعهء آنها مداومت داشتند ، با اينكه بسيارى از اين كتابها را از باى بسم الله تا تاى تمّت خوانده بودند و به
هامش
( 1 ) . ديوانحافظ ، غزل 338 ، ص 151 .
( 2 ) . اصولالكافى ، ج 1 ، ص 52 ، كتاب فضلالعلم ، باب رواية الكتب و الحديث و فضلالكتابة ، ح 11 .