تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
اهتمام به كتاب كتاب ، نزهتگاهى است كه عالمان محقّق در بوستان‌ها و حديقه‌هاى آن به تفرّج پرداخته و جان خود را از عطر خوش رياحين و گل‌هاى زيباى آن صفا و طراوت مىدهند و از ميوه‌هاى عذب و شيرين و گواراى آن تناول مىكنند و روح خود را قوّت و نيرو مىبخشند . همچنانكه حضرت أميرالمؤمنين عليه‌السّلام فرمودند : الْكُتُبُ بَسآتينُ الْعُلَمآء « 1 » . « كتابها ، باغها و بوستانهاى عالمانند . » كتاب در دل خود ، ميراث ماندگار عالمان راستين را به همراه دارد كه طالب علم با آن انس گرفته و با او به صحبت مىنشيند و از آن گنجينهء مكتوب كه ميراث گذشتگان است جواهر علوم و معارف و اخلاق را بدست آورده و صيد مىنمايد . و چون بازار علم و معرفت كساد مىشود و به جاى آن بازار خودفروشى و ريا و دغل رواج مىيابد ، با آن به خلوت نشسته و مصاحبت با آن را بر مجالست با جاهلان و أبناء دنيا ، ترجيح مىدهد . نقل است كه جاهلى بر يكى از عالمان كه در مكتبهء خود ، تنها مشغول مطالعه بود وارد شد و گفت : تنهايى ؟ ! آن عالم در پاسخ گفت : اينك تنها شدم ! آرى در چنين دورانى است كه طالب علم با خود اين چنين ترنّم مىكند :
حاليا مصلحت وقت در آن مىبينم * كه كشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم
جام مىْ گيرم و از أهل ريا دور شوم * يعنى از أهل جهان ، پاك دلى بگزينم
هامش
( 1 ) . غرر و درر آمدى ، رقم 6178 .