كه با عمامه عكس بردارند . »
3 برخورد صريح و قاطع با مسأله كشف حجاب :
« . . . در طهران و بقيّه شهرستانها وقتى ميخواستند بىحجابى كنند امر كردند كه رئيس هر صنفى يك مجلس ضيافت و ميهمانى تشكيل بدهد و افراد آن صنف را دعوت كند كه با خانمهايشان مكشّفه و با كلاه - زنها هم با كلاههاى فرنگى - در آن مجلس شركت كنند . اين مجالس خيلى تشكيل شد ؛ در ميان ادارات ، شهربانى ، دادگسترى ، مجلس ، كسبه ، تجّار ، اصناف ، در همه شهرستانها برگزار شد .
آن وقت در طهران ، براى آقايان علماء كه اجبارا بايد مجلسى تشكيل دهند و آقايان علماء همه در آن مجلس شركت كنند ، چهار نفر را مشخّص كردند كه از سرشناسان درجه يك طهران بودند و اينها بايستى كه مجلس درست كنند و علما را با خانمهايشان دعوت كنند . يكى از آن چهار نفر پدر ما بود ، يكى مرحوم آية الله آقا شيخ على مدرّس « 1 » ، يكى مرحوم آية الله
هامش
( 1 ) شرح حال مرحوم آية الله آقا شيخ على مدرّس در « نقبآء البشر » ج 4 ، ص 1535 ، ذيل شماره 2048 آورده است :
الشّيخ علىّ المدرّس الطّهرانىّ ، هو الشّيخ علىّ بن الحاجّ المولى محمّد بن أبى الحسن ابن محمّد المدرّس الطّهرانىّ ، عالمٌ فاضلٌ و مدرّسٌ بارِعٌ - تا اينكه ميفرمايد : هنگامى كه در دامان مادر و عموى خود نشو و نما پيدا كرد و از تحصيل علوم ابتدائى فارغ گشت به نجف اشرف مهاجرت و در محضر علماء شركت نمود تا فضل و كمالى شايسته و ستودنى را حائز گشت و پس از وفات عموى خود شيخ محمّد صادق به طهران مراجعت نموده و در جاى وى قرار گرفت و در مدرسه معيّر به تدريس پرداخت و مرجع امور شرعيّه مردم گرديد . او در مسجد قندى كه جديد التّأسيس بود اقامه جماعت مىنمود و در صلاح و تقوى رتبهاى بلند داشت . - تا آنكه ميفرمايد : در شب جمعه 27 ربيع الثّانى 1374 وفات يافت و در مرقد حضرت عبد العظيم حسنى در شهر رى مدفون گرديد .