تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
روى طاقچه بخارى به عكسى افتاد كه نسبةً بزرگ و قاب كرده بود . با دقّت تمام به او نگاه كردند و سپس به حقير فرمودند : سيّد محمّد حسين ، اين عكس كيست ؟ ! عرض كردم : عكس پدرم است ! فرمودند : عجب عالَمى است . يكى از روى آن درست كن من با خود به كربلا ببرم ! عرض كردم : چشم . حقير از روى آن عكس توسط عكّاسى نسخه‌اى برداشتم و قاب كردم و در وقت رفتن در ميان اثاثيّه‌شان گذاردم . در سفرِ بعد از اين ، كه حقير به كربلا مشرّف شدم آن عكس را در اطاقشان نديدم . فرمودند : در نسخه بردارى ، در حكايت تصوير تغيير صورت گرفته است . آن عكس چيز ديگرى بود ، و من اين را در اطاق پائين گذارده‌ام . « 1 » »

سيره عملى

براى پى بردن به موقعيّت اجتماعى و روحيّه طاغوت ستيزى و اسلام گسترى ، و تلاشى كه براى نشر معارف الهى در برخورد با اسلام ستيزان داشتند نگاهى به نمونه‌هائى كه حضرت آقا در برخى از كتابهاى خود به مناسبت مطرح كرده‌اند كافى است . قوّت قلم و قدرت تصوير سازى ايشان ما را از هر توضيح اضافى بىنياز مىسازد . « 2 »

1 بينش سياسى و مبارزه با پهلوى اوّل

: « مرحوم پدر ما مقيّد بودند در ايّام ماه مبارك رمضان پس از اقامه جماعت در مسجدشان خودشان منبر بروند و صحبت كنند . در اوائل زمان رضاخان پهلوى كه من خيلى كوچك بودم و آن وقت را به ياد ندارم ( كه پس از ايّام نهم آبان 1304 شمسى و تاجگذارى موقّت بود ) ايشان در بالاى منبر گفته بودند
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 303 و 304 ( 2 ) مطالب اين قسمت ، از كتاب « وظيفه فرد مسلمان در احياى حكومت اسلام » درس اوّل ، نقل شده است .