البتّه قبض روح بدست آن حضرت ، صورت مىگيرد نسبت به افرادى كه در درجه ايمان به حدّى رسيده باشند كه قبض روح آنان از عهده ملك مقرّب خدا حضرت ملك الموت خارج باشد .
در وفاى عشق تو مشهور خوبانم چو شمع * شب نشين كوى سربازان و رندانم چو شمع
بى جمال عالم آراى تو روزم چون شب است * بى كمال عشق تو در عين نقصانم چو شمع
رشته عمرم به مقراض غمت ببريده شد * همچنان در آتش مهر تو خندانم چو شمع
همچو صبحم يك نفس باقيست بى ديدار تو * چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
جَعَلَنا اللهُ و إيّاكُم مِن الفآئِزينَ بِذلكَ المَقامِ المَحمودِ و المَنزِلةِ الرَّفيعةِ ، بِمُحمّدٍ و ءَالِهِ الطّاهِرينَ و صلَّى اللهُ علَى مُحمّدٍ و ءَالِهِ أجمَعين . « 1 » » همچنين در جاى ديگرى مىنويسند :
« در روايات كثيرى وارد شده است كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بر بالين شخص محتضر در سكرات موت حاضر ميشوند ، و اگر مؤمن و داراى ولايت باشد او را با خود به بهشت مىبرند .
اى كه گفتى : فمن يمت يرنى * جان فداى كلام دلجويت
كاش روزى هزار مرتبه من * مردمى تا ببينمى رويت
أمير المؤمنين با چشم ملكوتى و گوش ملكوتى و دل ملكوتى انسان تماس مىگيرند و او را با خود به ملأ أعلى مىبرند . به به از اين ملاقات و زيارت براى
هامش
( 1 ) « معاد شناسى » ج 1 ، ص 244