روز « مجالس غديريّه » را براى خانوادهها ( مخدّرات و اطفالشان ) پى ريزى و اجرا مىنمودند كه در بين دوستان و ارادتمندانشان جايگاه خاصّى داشته و دارد .
عشق ديدار مولى الموحّدين
حضرت آقا آنچنان مجذوب ولايت و سرمست از عشق مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه و علَى أولاده أفضلُ صلواتِ المُصلّين بودند كه در آثار ايشان در مباحث گوناگونى ظهور و بروز يافته است ؛ از جمله آنكه در بحث از احوال محتضر و بحث قبض روح انسانهاى برتر از ملائك ، چنان عاشقانه و مستانه از حضور أمير المؤمنين سخن مىگويند كه انبساطى عجيب به انسان دست مىدهد ، و خودشان سرمستانه آرزوى مرگ داشتند تا به اين وصال مقدّس دست يابند . بنگريد اين شور و حال را :
« أمير المؤمنين عليه السّلام وعده داده است كه بر بالين انسان هنگام نَزع روان حاضر شود . به اين وعده دلها اشتياق مردن مىكند ، و براى مشاهده و ملاحظه صورت ملكوتيّه آن حضرت و لطف و مودّت و رحمت كه از او به مؤمنين مىرسد پيوسته جانهاى آنان لبريز عشق و شوق ديدار اوست و دائما در ياد او .
دوش بيمارى چشم تو ببرد از دستم * ليكن از لطف لبت صورت جان مىبستم
عشق من با خط مشكين تو امروزى نيست * ديرگاهى است كزين جام هلالى مستم
از ثبات خودم اين نكته خوش آمد كه به جور * در سر كوى تو از پاى طلب ننشستم
حالا اگر أمير المؤمنين عليه السّلام كه از عالين است و از مُخلَصين ، بلكه از أعلى افراد اين گروه و دسته ، او خودش بدست خود كه دست خداست بخواهد قبض روح كند چه خواهد شد !