از آغاز طلوع آفتاب برقرار نموده و از واردين اعم از آقايان و بانوان با صبحانه پذيرائى ميفرمودند .
صبحانهاى به دور از زرق و برق ، ساده و مصفّا . يعنى نان و پنير و چاى كه با نظم و ترتيب خاصّى در برابر حاضران قرار ميگرفت ، و همزمان با شروع مجلس هم پايان مىيافت .
بعلاوه در روزهاى عيد بعد از مجلس به همراه چاى نُقل معطّر بيدمشك توزيع مىشد كه در روز عيد غدير و نيمه شعبان آن را به ضميمه عيدى ، به دست مبارك خود عطا مىنمودند .
و در اعياد ، منبرى و مدّاح مجلس به امر ايشان مديحه سرائى و ارجوزه خوانى ، و در عزاى اهل بيت عليهم السّلام مراسم سوگوارى و سينه زنى داشته ؛ و تا آخر عمر بر اين سنن پاى بند بودند . و خود قبل از شروع محفل در پائينترين نقطه مجلس كنار درب ورودى مىنشستند .
طعم خوش آن محافل و خاطره به ياد ماندنى آن جلسات كه سراسر نور و عشق بود و در هواى لطيف صبحگاهى و متّصل به شب زندهدارى مردان خدا و زنان مؤمنه برگزار مىشد و از جام لبريز ولاى اهل بيت عليهم السّلام در ساغر جان حاضران مىريخت و آدمى را سرمست مىساخت و به تناسب احوال و قابليّتها آثارش تا مدّتها باقى بود ، هنوز در عمق جان محرمان آن محفلهاى انسْ زنده و پايدار است .
از بين الطّلوعين تردّد تك تك خانوادهها كه با عشقى الهى مسيرهاى منتهى به منزل ايشان را طى ميكردند ، پيوستن قطرات باران رحمت الهى به جويبارى را مانند بود كه نهايةً به دريا مىريزد و آرامش مىيابد .
عقل و قلبشان از معارف الهيّه و شور و عشق لبريز گشته و به محيط خانه و اجتماع ، براى استمرار صحيح سير و سلوك إلى الله و در پناه قرآن و عترت
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 514
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٥١٤