حضرت حدّاد ، به عنوان يكى از آثار و بركاتش ، مطرح مىنمايند ، كه متن فرمايش ايشان را در ابتداى فصل دوّم آورديم .
« عشق به اساتيد سلوكى »
در زمينه ادب نسبت به عشقآموزان مكتب ثقلين يعنى اساتيد سلوكيشان اين حالت شيدائى و خضوع را در لابلاى آثارشان مخصوصا در « مهر تابان » بخش نخست و در « روح مجرّد » در مبحث آشنائى با مرحوم حدّاد و اشاره به سفرهايشان به عتبات عاليات ميتوان يافت كه برخى را در همين يادنامه قبلًا آوردهايم . و اينك به گوشههاى ديگرى اشاره مىنمائيم . در غم فراق علّامه طباطبائى چنين مىنويسند :
« . . . بارى چيزى را كه تصوّر نمىكرديم ارتحال اين مرد بود . مرگ اين رجل الهى مرگ عالَم است ، چون علّامه عالَم بود . گرچه او زنده است ؛ همه مردمِ زنده ، مرده ؛ و او زنده است . « 1 »
النَّاسُ مَوْتَى وَ أَهْلُ الْعِلْمِ أَحْيَآء . « 2 » و « 3 » »
هامش
( 1 ) در تعليقه آوردهاند :گرچه از هر ماتمى خيزد غمى * فرق دارد ماتمى تا ماتمى
اى بسا كس مُرد و كس آگه نشد * مرگ او را مبدئىّ و مَختَمى
اى بسا كس مُرد و در مرگش نسوخت * جز دل يك چند يار همدمى
ليك اندر مرگ مردان بزرگ * عالَمى گريد براى عالَمى
لا جرم در مرگ مردانى چنين * گفت بايد : اى دريغا عالَمى( 2 ) از ديوان منسوب به أمير المؤمنين عليه السّلام است : « تمام مردم مردگانند و فقط اهل علم زندگانند . » ( منه قدّس سرّه )
( 3 ) « مهر تابان » ص 109