فردى در اين امّت قابل مقايسه و برابرى با آل محمّد عليهم السّلام نخواهد بود . »
در زيارت جامعه كبيره نيز مىخوانيم : طَأْطَأَ كُلُّ شَرِيفٍ لِشَرَفِكُمْ . . . « هر شريفى در برابر شرافت شما سر فرود آورده است . »
حضرت آقا خود تصريح ميفرمايند :
« در هر زمان و هر مكان افرادى مىتوانند خود را بدين مقام ( مقام ولايت ) برسانند . منتهى اوّلًا بايد بواسطه متابعت و پيروى از امام معصوم باشد و الّا نخواهند رسيد ، و ثانيا عنوان امامت و پيشوائى براى اين ذوات معصومين سلام الله عليهم تا أبد باقى است . زيرا آنان را خداوند پيشوا و رهبر نموده و لواى ارشاد را با مجاهدات عاليه ( اختيارا نه جبرا ) بديشان سپرده است . « 1 » »
و حتّى كاملين از اولياء الله را قابل قياس با خاندان پاك اهل البيت نمىدانستند . در ضمن انتقادى كه از صاحب كتاب « فصل الخطاب » درباره جدا كردن علماء راسخين از عرفان دارند مىنويسند :
« . . . كار را به جائى رسانديد كه « فصل الخطاب فى تحريف كتاب ربّ الأرباب » نوشته و سلمان فارسى را از حضرت أبا الفضل عليه صلوات الله الملك المنّان ، افضل و اعلى و صاحب مقامى والاتر شمرديد ! ! ! « 2 » »
سفرهاى زيارتى
عشق و شور حضرت آقا به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم الصّلوة و السّلام از تعداد سفرهاى فراوانى كه به مشاهد مشرّفه به طور مستمر و ساليانه داشتند آن هم با توقّفهاى طولانى ، بدست مىآيد ؛ سفرهائى كه نه مثل برخى ، فقط براى عتبه بوسى و عرض ارادت ظاهرى و با اهداف جانبى سياحت و
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 573
( 2 ) « الله شناسى » ج 3 ، ص 337