تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
تحقّق اين نگرش توحيدى در وجود آدمى و تجلّى و ظهور آن در تمامى انديشه و گفتار و كردار ، امرى است عظيم كه در منطق عرفا به آن كمال مىگويند و چنين انسانى را كامل مىشمرند . حضرت آقا بر اين توحيد مدارى و خدا محورى تأكيدى سنگين داشتند . و در مسائل حسّاس معرفتى كه ممكن بود براى عدّه‌اى رهزن شود ، بر توحيد و أصالت و تقدّم آن بر بقيّه محورها پافشارى داشتند . توجّه به رسول الله و فاطمه زهرا و ائمّه هدى عليهم السّلام و الصّلوة را در راستاى توجّه به توحيد و رسيدن به آن تبيين ميفرمودند ؛ و شيخيّه را كه نهايت سير انسان را معرفت پيامبر و امام شمرده و آدمى را عاجز از وصول به توحيد و معرفة الله ميدانند باطل معرّفى نموده ، ثمره انديشه و مكتبشان را تنزيهى كه به تعطيل معرفة الله مىانجامد ، ميدانستند . و از سوى ديگر از آنان كه ولايت را در برابر توحيد مىگذاشتند و بعضى را ولايتى ، و عرفا را بريده از ولايت و پيوسته به توحيد ميدانستند ، به شدّت انتقاد نموده ولايت را عين توحيد ، و توحيد را هدف اصلى مىشمردند . و از اينكه ولايت مدارى ، منفذى براى بريدن از اهل توحيد شود به شدّت هشدار مىدادند كه در لابلاى كلماتشان ديدنى است . در تبيين حقيقت وحدت وجود كه عمق توحيد است تأكيد داشته و تصريح ميكردند كه به معنى حلول و اتحاد نيست ؛ چرا كه حلول و اتّحاد فرع تصوّر غير است ، يعنى غيرى هست و خدا با او متّحد شده يا در او حلول كرده ، امّا اگر غيرى نيست و فقط يك وجود اصيل و مستقل است ديگر حلول و اتّحاد معنى ندارد . در بيان حقيقت و أصالت توحيد صحيح از زبان مرحوم حدّاد قدّس سرّه در ردّ كسانى كه بر طريقه حقّه ايشان اشكالاتى وارد ساخته بودند و بين مكتب
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 499 | جمعى از فضلا