لذا تمامى معارف و أحكام و آداب بايد در امتداد خطّ توحيد ملاحظه شود . نبوّت كه عالىترين اصل پس از توحيد است ، رابطه عبد با خدا را تصحيح و تضمين مىكند . اگر نبوّت مستقل شود يا نبى به صورت مستقل نگاه شود بتپرستى است و محكوم مىباشد .
ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ .
« 1 » « در توان و قدرت هيچ فرد انسان چنين حقّى نيست كه پس از آنكه خداوند به وى كتاب آسمانى و حكم و نبوّت را داده باشد ، به مردم بگويد : شما بندگان من باشيد نه بندگان خدا ! و ليكن براى وى اين حقّ هست كه به مردم بگويد : شما رجال الهى مربّى بشر بوده باشيد ، به سبب آنكه روش و منهاج شما بر آن بوده است كه كتاب الهى را تعليم مىنمودهايد و در خواندن و درس دادن آن مزاولت و ممارست داشتهايد » .
انقطاع إلى الله و بريدن از ما سوى جز با توحيد مطلق بدست نمىآيد ؛ كه تمامى ائمّه هدى عليهم السّلام در پايان مناجات شعبانيّه چنين نغمه توحيدى را سروده و عرضه داشتهاند :
إلَهِى هَبْ لِى كَمَالَ الانْقِطَاعِ إلَيْكَ . . . إلَهِى وَ أَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّكَ الأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفًا وَ عَنْ سَوَاكَ مُنْحَرِفًا وَ مِنْكَ خَآئِفًا مُرَاقِبًا يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الإكْرَامِ . « 2 » « بار خداوندا ! به من عنايت فرما كمال و نهايت انقطاع به سوى خودت را . . . بار خداوندا ! و مرا به بهجت انگيزترين نور مقام عزّتت ملحق گردان ، تا آنكه به تو عارف شوم و از ما سوايت منحرف گردم و پيوسته از تو در خوف و مراقبت باشم ، اى خداوند صاحب صفت جلال و صفت جمال
هامش
( 1 ) » ! آيه 79 ، از سوره 3 : ءَال عمران
( 2 ) « مفاتيح الجنان » أعمال ماه شعبان ، مناجات شعبانيّه