تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
« توحيدى » و مكتب « ولايتى » تقابل ايجاد ميكردند ، چنين نقل مىكنند : « مىفرمودند : ذكر ما هميشه از توحيد است . وحدت وجود مطلبى است عالى و راقى ؛ كسى قدرت ادراك آن را ندارد . يعنى « وجود مستقل و بالذّات در عالم يكى است و بقيّه وجودها وجود ظِلّى و تَبَعى و مجازى و وابسته و تعلّقى است » . من نگفتم : اين سگ خداست ، من گفتم : غير از خدا ( در عالم ) چيزى نيست . اين سگ خداست معنيش اين است كه اين وجود مقيّده و متعيّنه با اين تعيّن و حدّ خداست ! نعوذُ بالله مِن هذا الكَلام . امّا غير از خدا چيزى نيست معنيش آن است كه : وجود بالأصالة و حقيقة الوجود در جميع عوالم و ذات مستقلّه و قائمه بالذّات ، اوست تباركَ و تعالَى ؛ و بقيّه موجودات هستى ندارند و هست نما هستند . هستى آنها تعلّقى و ربطى و وجود آنها وجود ظلّى چون سايه شاخص است نسبت به نور آفتاب كه بدنبال شاخص مىچرخد و ميگردد . اين گفتار عين حقيقت است . وجود امامان وجود استقلالى نيستند . آنها هم آيتى از آيات الهيّه مىباشند ؛ غاية الأمر آيات كبراى آن ذات اقدس مىباشند . و اگر ما خود آنها را منشأ اثر بدانيم در دام تفويض گرفتار شده‌ايم . امّا در قضيّه ولايت ، ولايت را ما مىشناسيم نه اين گوسپندان كه نامى از آن بر زبان دارند . عزادارى واقعى را ما مىكنيم ، زيارت حقيقى را ما مىنمائيم . شناسائى و معرفت ائمّه عليهم السّلام وجدانا و شهودا و عقلًا و علما اختصاص به ما دارد نه اينها كه ولايت را جدا ميدانند . ولايت عين توحيد است و توحيد عين ولايت است . اشك ما بر أبا عبد الله الحسين عليه السّلام از درون قلب ما و از سويداى دل ما جارى است ، و با آن اشك مىخواهيم قالب تهى كنيم ، چرا كه آن اشك با نفس ما و روح ما بيرون مىريزد ؛ نه اين اشكهائى كه از خيال و پندار ايشان مىآيد ، و روزى هم همين‌ها سيّد الشّهدا را مىكشند ، آنگاه مىنشينند و اقامه
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 500 | جمعى از فضلا