اين همان فطرت الهى است كه قرآن ميفرمايد :
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 1 »
.
و هوا و هوسهاى زمينى و خاكى است كه بر اين گنجينه فرو ريخته و آن را مدفون ساخته است . تلاش شيطانها ، براى محكم سازى اين پوشش و به فراموشى سپردن آن دفينه و گنجينه الهى است ؛ و سعى انبياء عليهم السّلام براى استخراج اين سرمايه عظيم و متذكّر ساختن انسانها :
إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ
« 2 » و به تعبير مولى الموحدين أمير المؤمنين عليه السّلام فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إلَيْهِمْ أَنْبِيَآءَهُ ، لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ . . . وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَآئِنَ الْعُقُولِ . « 3 » « پيامبرانش را در بين مردم برانگيخت و آنان را پى در پى بسوى آنان گسيل داشت تا پيمان فطرت خدائى را از آنان مطالبه نمايند ، و نعمتهاى به فراموشى سپرده شده را بيادشان آورند ، و گنجهاى در خاك دفن شده عقلها را برايشان استخراج نمايند . »
پس مدار عشق واقعى عشق الهى است ، و هر جاى ديگر كه سخن از عشق است برقى از اين حقيقت درخشيده و عاشقى را به دام كشيده است .
حضرت آقا خود در مورد عشق و عشق الهى بياناتى دارند كه اشاره مىكنيم .
عشق متقابل خدا و خلق
در « الله شناسى » بحثى تحت عنوان « خداوند عاشق ما سوى و ما سوى عاشق اوست » در يكصد صفحه مىآورند كه حاوى حقائق فراوانى است . « 4 » در اوائل اين مبحث ميفرمايند :
« اعاظم از حكماى اسلام به ثبوت رسانيدهاند كه ميان حضرت ربّ العزّه
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 30 ، از سوره 30 : الرّوم
( 2 ) قسمتى از آيه 21 و آيه 22 ، از سوره 88 : الغاشية
( 3 ) « نهج البلاغة » ص 43
( 4 ) « الله شناسى » ج 1 ، مبحث پنجم تا هشتم ، ص 133 تا ص 233