عزا مىنمايند و در ماتمش سينه مىزنند . « 1 » »
و در جاى ديگر باز از قول استادشان حضرت حدّاد چنين نقل مىكنند :
« مىفرمودند : ما اين سنّ و سال كه نموديم و پير شدهايم « ولايتى » و « توحيدى » نشنيده بوديم ، و ولايت را در برابر توحيد تصوّر نمىنموديم . حالا اينها آمدهاند و دو فرقه توحيديّه و ولايتيّه ساختهاند . عينا در يكى دو قرن پيش كه در همين كربلا ، « پشت سَريّه » ساختند در برابر « بالا سريّه » ؛ و شيخيّه كه متابعين أحسائى بودهاند خود را از مؤمنين جدا كردند و فرقه خاصّى شدند . و اينها هم آمدهاند ولايت را از توحيد جدا نموده و خود را در برابر صفّ مؤمنين نهادهاند . اين خطر ، خطر عظيمى است كه انسان ولايت را از توحيد جدا بداند .
همانطور كه امروزه در كربلا از بقاياى شيخيّه جماعتى بدينگونه وجود دارند ، و در مشهد مقدّس هم عدّهاى شيخى مذهب مىباشند كه بدون ادّعاى شيخىگرى ، از مرام و عقيده آنها حمايت مىكنند . « 2 » »
عشق حقيقى
سراسر جهان هستى تجلّى عشق الهى است در جلوات مختلف و چهرههاى گوناگون
: با صدهزار جلوه برون آمدى كه من * با صد هزار ديده تماشا كنم ترا
كه در واقع تماشا هم كار خود اوست ، تعبير به صدهزار هم تنگناى زبان و ديدگاه آدمى است ، و گرنه جلوات حضرت حق تعالى نامتناهى است و تابع نامتناهى بودن خداوند مىباشد ؛ پس : با بىنهايت جلوه برون آمدى كه خود تماشاى جلوات خويشتن كنى . اين عشق به كمال مطلق در درون انسانها نيز در عمق جانشان نهاده شده و
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 546 ، و ص 550
( 2 ) همان مصدر