يك اثر مستقلّ در جمع آورى حديث از ايشان باقى نمانده است « 1 » ، ولى تمامى مباحث خود را با بهرهورى صحيح و كامل از اين مجموعه الهى پخته و ارائه مىنمودند . و مرورى بر آثار قلمى بجا مانده از ايشان نشان دهنده اين مدّعاست .
نكته اساسى در برخورد با روايات ، غير از داشتن اطّلاعات لازم و ضرورى كه در « علم الحديث » مطرح است ، دارا بودن روحيّه و ذوق « فقه الحديث » است كه با كار مستمر روى احاديث بدست مىآيد كه اين معنى در آثار و كلمات بزرگان به چشم مىخورد .
حضرت آقا نيز بخاطر انس فراوان با روايات و همچنين دقّت نظر و روح الهى و چشم بصيرتى كه داشتند ، در تجزيه و تحليل روايات و استفاده دقيق و گسترده از آنها بسيار موفّق بوده و خود نيز بر اين امر تأكيد مىنمودند .
در بحث ولايت فقيه پس از استدلال به رواياتى براى اثبات ولايت فقيه كه ايشان به عنوان اوّلين نفر به آنها تمسّك نمودهاند ؛ ضمن تأسّف از كم كارى كه در اين زمينه شده ، در بيانى كلّى ميفرمايند :
« . . . . . ما ذخائر بسيار زيادى در بين همين روايات داريم كه بايد در آنها بحث بشود ، و زياد هم هست . و هر چه بيشتر بگرديم بيشتر پيدا مىشود . مثلًا از جمله ادلّهاى كه در همين چند روز ذكر شد و تا به حال نديدم كسى در ولايت فقيه به آنها استدلال كند يكى روايت كميل است . . . و ديگر روايت « مَا وَلَّتْ أُمَّةٌ أَمْرَهَا رَجُلًا قَطُّ وَ فِيهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ إلَّا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا
هامش
( 1 ) تنها اثر مستقلّ ايشان كتاب شريف « لمعات الحسين » عليه السّلام است كه در برگيرنده برخى از كلمات و مواعظ و خطب حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام با ترجمه و ذكر مدارك از كتب معتبر مىباشد و در ترسيم چهره حقيقى نهضت حسينى و اهداف والاى آن و اثبات علم امام عليه السّلام به شهادت ، حاوى نكات ارزشمندى است .