و اينك خلاصه نظريّه را كه در آن هوامش مضبوط شده است براى افرادى كه بدون مطالعه كتاب ميخواهند از آن مطّلع گردند در اينجا مىنگارم ، بحول اللهِ و قوّتِه و لا حولَ و لا قوّةَ إلّا بالله العلىّ العظيم . . . »
آثار عرفانى ضمنى
همانطور كه قبلًا نيز اشاره كرديم با توجّه به گستردگى روح عرفان در ايشان ، رگههاى عرفانى در آثارشان بسيار به چشم مىخورد ، و همچون نخ تسبيحى در تمامى آثارشان امتداد دارد ؛ كه استخراج تمام موارد از كتابهاى ايشان خود فرصتى جدا مىطلبد و كارى است شيرين و عظيم . هر كس به نوشتههاى ايشان مراجعه مىكند به خوبى متوجّه روحيّه عرفانى كامل مؤلّف آن ميگردد . در عين حال در بعضى از آثارشان مباحث مربوط به عرفان بيشتر به چشم مىخورد همچون :
مهر تابان
1 - « مهر تابان » كه درباره شخصيّت استاد بزرگوارشان حضرت علّامه طباطبائى أعلى الله مقامه الشّريف نوشتهاند و در بخش دوّم آن كه حاوى برخى از مصاحبات ايشان با استاد در زمينههاى مختلف است مطالب حِكمى و عرفانى متنوّعى را آوردهاند ؛ مانند :
حقيقت تشكيك وجود نزد حكما و وحدت وجود نزد عرفاء بالله ، تنافى صرافت ذات حق جلّ و عزّ با تشكيك وجود ، انحصار توحيد صحيح در طريقه وحدت وجود مورد پذيرش عارف ، تطوّرات انسان در اثر حركت جوهريّه ، قوس صعود و نزول انسان در مدارج كمال ، كيفيّت بقاء اعيان ثابته در هنگام فناء ذاتى ، حقيقت فناء در صفات و افعال و ذات خداوند متعال ، وحدت جبرئيل و كيفيّت ربط او با موجودات كثيره در دنيا ، حقيقت معناى آيه «
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
» ، ظهور حقيقت آيه شريفه «
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
» ، معناى حديث شريف « كَانَ اللَهُ وَ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَىْءٌ وَ الأنَ