( يعنى استاد سپس ميفرمايد : « بدان كه اين امور ضرورى است ، و كسى كه ميخواهد مجتهد شود بايد اين علوم را به خوبى بياموزد بگونهاى كه در آنها متخصّص صاحب نظر و مجتهد شود ؛ و نبايد به خواندن يكى دو تا كتاب صرف و نحو اكتفا نمايد .
علاوه كه اين علوم در علم اصول نيز تأثيرگذار مىباشد ، چرا كه براى فهم روايات وارده در مباحث آن ، گاهى نكاتى است كه جز با داشتن اين علوم بدست نمىآيد . » )
و همچنين شخص مجتهد نياز به علم تفسير و احاطه به معانى كتاب الله دارد كه اجتهادش بر آن متوقّف است . امّا اينكه علم تفسير را از صرف و نحو و لغت جدا قرار دهيم صحيح نيست ، بلكه تفسير عبارت است از مجموعه علومى كه در كتاب واحد منظّم و مدوّن است ؛ فَيَصحُّ أن يُسمَّى بِدآئرةِ المَعارف ( كه مىشود تفسير را دائرة المعارف علوم ناميد ) .
بلى لابدّ است كه مجتهد مراجعه كند به رواياتى كه وارد است در معانى آيات ، لِلخُروجِ عَنِ التّفسيرِ بِالرَّأى ( تا از دام تفسير به رأى كردن آيات ، نجات يابد ) . . . « 1 » »
خوشبختانه عالمان شيعى به پيروى از تعاليم قرآن و عترت و تأكيد ائمّه هدى عليهم السّلام ، در اين وادى از پيشگامان تأليف و تحقيق و بلكه تأسيس رشتههاى نوين و رشد و بالندگى رشتههاى كهن هستند كه مرحوم حضرت آقا در مجلّدات چهاردهم تا هفدهم « امام شناسى » به اين مهم پرداخته و ضمن بحثى دقيق و مستند و تاريخى ، تقدّم شيعه را در جميع علوم اسلامى با ادّله فراوانى اثبات نموده ، و در رشتههاى مختلف برخى از عالمان بزرگ شيعى
هامش
( 1 ) « ولايت فقيه در حكومت اسلام » ج 1 ، ص 252