تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
زمان زندگى طبقه‌بندى مىنمايد . و همچون علم دِرايه كه متكفّل بيان احوال خود حديث و جايگاه ارزشى آن است كه مثلًا روايت سند دارد ، يا بدون سند است و اصطلاحا مُرسل مىباشد ، و اگر مسند است متّصل مىباشد يا منقطع ، و همينطور سائر مباحث . . . بدينگونه دهها علم آلى و مقدّمى در حوزه علوم اسلامى پيدا شد و در طول سالها بحث و تلاش علمى رشد و نمو يافت و به درجه كمال رسيد ، تا صاحب نظران جوياى فهم معارف و أحكام إلهيّه با استفاده از آنها بتوانند بهتر و بيشتر از منبع عظيم قرآن و حديث بهره‌مند گردند . و از اينجا ضرورت آگاهى عالمان دينى از علوم آلى و مقدّمىِ قرآن و حديث روشن مىشود ، مخصوصا آنان كه ميخواهند در سطح كارشناسى و تخصّصى از قرآن و حديث استفاده كنند ؛ البتّه برخى از اين علوم از اولويّت بيشترى برخوردارند و برخى درجه كمترى از ضرورت را دارا هستند . در اين جا مطلبى را كه مرحوم حضرت علّامه أعلى الله مقامه الشّريف به نقل از تقريرات خودشان از درس استادشان مرحوم آية الله حاج شيخ حسين حلّى آورده‌اند و بسيار مناسب مقام است نقل مىنماييم : « . . . گفته‌اند كه اجتهاد بر چند امر متوقّف است : بر علم لغت و صرف و نحو و علوم ثلاثه ( معانى ، بيان ، بديع ) زيرا كه در اين علوم نكاتى است كه مجتهد را تقويت نموده در استنباط احكام كمك مىنمايد . سپس ميفرمايد : و اعلَم أنّ هذه الامورَ ممّا لا بُدَّ منها ، و لابدّ للمتعلّمِ المريدِ للاجتهادِ أن يَتعلّمَها حَقَّ التّعلُّمِ بحيثُ يَصيرُ مجتهدًا فى هذه العُلوم ؛ و لا يَكفى بقرآءةِ كتابِ صرفٍ و نحو . هذا مُضافًا إلى مَدخليّة هذه العُلومِ لعلمِ الاصول أيضًا ، لِما فيه مِن رواياتٍ لا يَتّضِحُ المُرادُ مِنها إلّا بالتّعلّم فِى هذه العُلوم .
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 423 | جمعى از فضلا