با توجّه به اين مطالب ، ايشان در ترجمه متون ادبى آنچنان زيبا قلم مىزنند كه جا دارد انسان پس از خواندن آن مجدّدا به متن عربى مراجعه كند تا به جان سخن و حلاوت آن كلام دست پيدا كند . نمونههائى از اين موارد را در ترجمه أشعار عربى در مورد ولايت أمير المؤمنين عليه السّلام از سيّد حميرى گرفته تا ابن أبى الحديد در مجلّدات « امام شناسى » ، و همچنين ابيات توحيدى عرفانى از ابن فارض و ديگران در مجلّدات « الله شناسى » و « معاد شناسى » و . . . به خوبى ميتوان مشاهده نمود .
ذوق ادبى
استفاده از زبان شعر براى تفهيم مطالب با قالبهاى خاصّى كه دارد ، يكى از شيرينترين هنرهاست كه بهرهورى صحيح از آن در مسير تربيت الهى انسانها و پخش معارف و آداب و احكام ، يكى از بهترين و باسابقهترين روشهاست .
در روايات شعرى كه در مسير صحيح به كار گرفته شود حكمت معرّفى شده است ، چنانچه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمودند : إنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحُكْمًا . « 1 »
و شعرى كه درباره اهل بيت عليهم السّلام و بيان فضائل و معارف آنان سروده شود موجب اجر بزرگ و برخاسته از تأييد جبرئيل عليه السّلام و باعث كسب بهشت دانسته شده است .
امام صادق عليه السّلام فرمودند : مَا قَالَ فِينَا قَآئِلٌ بَيْتَ شِعْرٍ حَتَّى يُؤَيَّدَ بِرُوحِ الْقُدُس . « 2 » « تا مادامى كه آدمى - براساس لياقتهايش - از ناحيه روح القدس كمك نشود نمىتواند شعرى درباره ما بگويد . »
هامش
( 1 ) « بحار الأنوار » ج 79 ، ص 290
( 2 ) « بحار الأنوار » ج 79 ، ص 291