اكمل نه به مقدار گدائى من بل به قدر سلطنت و كرامت خويشتن مرحمت فرمودند .
از جمله آنچه به قلم تقدير آمده بود آن بود كه دوره « الله شناسى » پانزده سال به تعويق افتاد ، و اينك كه باز طالع ماه ربيع المولود از سنه يكهزار و چهار صد و پانزده هجريّه قمريّه سر برآورده است موفّق به شروع آن شدهام ؛ حال تا كجا روح يارى دهد و قلم توانائى ، خدا داند و بس !
حضرت مولى الموحّدين و سرور قلوب العاشقين أمير المؤمنين عليه السّلام ميفرمايد :
عَرَفْتُ اللَهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ العَزَآئِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ . « 1 »
« من خداوند سبحانه را شناختم به گسستن تصميمها و ارادههائى كه انسان درباره بجاآوردن كارى كه ميخواهد بجاى بياورد پيدا مىكند ، و به گسيختن و پاره نمودن نيّتها و جزمهائى كه انسان دارد ، و به شكستن همّتها و قصدهائى كه انسان در خود بوجود آورده است . »
روزى حقير به محضر مبارك استادمان حضرت آية الله علّامه طباطبائى قَدَّس اللهُ سرَّه الزَّكيّة معروض داشتم : بسيار اتّفاق مىافتد كه انسان اراده بجا آوردن فعل نيكى را دارد و اسباب و شرائط هم موافق آمده و موانع هم از ميان رخت بر بسته است و در حسن فعل و نيكوئى آن كار هم ابدا شكّى ندارد و اهتمام مىكند براى انجام آن ، تا نزديك است به مرحله جزميّه و اراده قطعيّه برسد ناگهان بدون هيچ علّت و سببى خود انسان از تصميمش برميگردد و انصراف پيدا مىكند ! سپس خودش هم متعجّب ميگردد كه چرا اينطور شد ؟ ! و اين مانع كه فقط برگشت نيّت من بود از چه راه پديدار گرديد ؟ ! و بالأخره فكرش به جائى نميرسد
هامش
( 1 ) « . نهج البلاغة » حكمت 250 ؛ و از طبع صبحى صالح - بيروت ، طبع دوّم ( سنه 1387 ) صفحه 511