تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
« مكتبُ اسْتِلام النُّذوراتِ و التَّبرُّعاتِ السَّيِّدةِ زينبَ سلامُ الله علَيها » داراى تابلوى بزرگى است مىنشيند ، و به اخذ وجوهات و نذورات و غيرها مىپردازد و به مصارف لازمه مىرساند . و خودش هم در صحن مطهّر يك حجره جداگانه دارد ، و براى عائله‌اش يك اطاق در قرب صحن اجاره كرده بود ؛ و ساليان دراز است كه به همين منوال در آنجا زيست مىكند . آقا كه به زينبيّه مشرّف ميشوند ، محلّ اقامتشان در همين حجره او در صحن شريف بود ، و گهگاهى به منزل او ميرفته‌اند ؛ و خلاصه در تمام مدّت اقامت در دمشق ، ميزبان منحصر به فرد ايشان جناب حاج أبو موسى مىباشد . لَدَى الوُرود به وى ميفرمايند : سيّد محمّد حسين را مطّلع كن تا اگر ميتواند در اين ايّام مشرّف شود . و چون در آن زمان ارتباط تلفنى مشكل بود لهذا ايشان براى حقير نامه ميفرستند و در روز دوّم محرّم الحرام 1400 به دست بنده ميرسد . و چون مرقوم داشته بودند : اگر مىآئى يا نمىآئى خبر بده ! و بنده ديدم نامه با پست حدّأقلّ ده روز طول مىكشد و اينجانب كه عازم بر حركت ميباشم به حول و قوّه خدا زودتر مىرسم ، لهذا جواب آن را رفتن خود قرار دادم . و فوراً براى صدور گذرنامه كه سه روز به طول انجاميد و سپس بليط طيّاره كه آن هم سه روز طول كشيد و مجموعاً شش روز طول كشيد إقدام نمودم ، و حقير در صبح روز هشتم محرّم شب تاسوعا وارد زينبيّه شدم و در همين حجره مكتب الاستلام آقا را زيارت نموده و با هم به زيارت بىبى سلامُ الله علَيها تشرّف حاصل نموديم . وَ لا يَخفَى آنكه چون احتمال ميرفت تا وصول خبر ورود حقير كه تشرّف خود بنده بود ، آقا از شام به سمت عراق مراجعت كنند ، بنده ، بنده‌زاده بزرگ حاج سيّد محمّد صادق را به شام فرستادم تا اوّلًا به زيارت بىبى مفتخر شود ، و ثانياً به زيارت آقا كه خود نيز از مخلِصين و شاگردان ايشان به شمار ميرفت فائق