آخرين ديدار
همانطور كه در كتاب شريف « روح مجرّد » فرمودهاند ، سفر شام ، آخرين ديدار ظاهرى بين حضرت آقا و مرحوم حدّاد است كه در اين مقام به بيان شمّهاى از آن مىپردازيم و ان شاء الله در بخشهاى آينده نيز به مناسبت به گوشههاى ديگرى از بركات اين سفر نورانى اشاره خواهيم نمود . حضرت آقا در توضيح علّت اين سفر ميفرمايند :
« پس از سفر أخير بنده به عتبات عاليات ، دولت عراق راه را بر روى واردين بست و بكلّى اجازه ورود براى ايرانيها حتّى براى مقيمين نداد ؛ بنابراين ، اين حقير تا امروز كه از آن دفعه شانزده سال ميگذرد ، موفّق به زيارت قبور ائمّه عليهم السّلام نشدهام .
و طبعاً براى مسافرت أمثال حاج سيّد هاشم به ايران ممانعت به عمل مىآمد ، زيرا گرچه جنسيّه ايشان ايرانى نبود و ليكن چون هندىُّ الأصل بودهاند ، تحصيل رواديد براى ايران ممكن نبود . امّا ايشان در معيّت اهل بيتشان و يكى از فرزندان براى زيارت حضرت زينب سلامُ الله عليها در شام عازم آن صوب گرديده بودند . و در بيست و دوّم شهر ذو الحجّة الحرام 1399 هجريّه قمريّه وارد دمشق ميشوند و يكسره به زينبيّه ميروند ، و بر صديق ارجمند و شاگرد قديمى و ارادتمندشان حاج أبو موسى جعفر مُحيى دامَ توفيقُه نزول مىنمايند .
حاج أبو موسى از رفقاى ديرين كاظمينى بود كه بواسطه اخراج حكومت بعث به شام رفته و در صحن مطهّر از طرف توليت آنجا بعلّت صداقت و امانت ، سرپرست و مدير و مدبّر حرم شريف گرديده ، و اداره امور مالى و اخذ وجوهات و تبرّعات و مصارف آن بقعه شريفه به وى واگذار مىشود . و پيوسته از صبح تا شب در اوّلين حجره از در ورودى صحن از سمت راست كه به عنوان