تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
فلهذا حقير باب بحث را در باب توحيد گشودم ، و سؤالاتى نمودم كه آن مخدّره پاسخ ميدادند ؛ و پاسخهايشان مناسب و مورد پسند بود . حضرت آقا به من اشاره فرمودند : دقيق‌تر به ميدان بيا ! حقير در كيفيّت اضمحلال و نيستى سالك پس از فناى اسم در فناى ذات و أصل الوجود ، و بالأخره از حقيقت و واقعيّت نُقْطَةُ الْوَحْدَة بَيْنَ قَوْسَىِ الأحَديَّةِ وَ الْواحِديَّة مطلب را گسترش دادم ، و از كيفيّت حقيقت وحدت مقام ولايت كلّيّه ائمّه معصومين صلواتُ الله عليهم أجمعين با ذات أقدس خداوندى و كيفيّت هو هويّت آن پرسيدم . آن مخدّره در اينجا گويا تمجمجى نموده ، و در پاسخ و جواب ، اضطراب مشهود بود . در اينجا باز حضرت آقا به بنده اشاره فرمودند : كوتاه بيا ! بنده نيز بحث را دنبال ننمودم و تا همينجا قطع شد . « 1 » » آرى سخن گفتن از حقائق بلند توحيديّه همچون حقيقت « نقطة الوحدة . . . » و كيفيّت فَناى در ذات و . . . تنها براى كسانى ميسّر است كه با بال مجاهده و عبوديّت محضه از جميع شوائب وجود خود گذشته و به آن حريم قدس بار يافته‌اند و در اوج قلّه توحيد متمكّن گرديده و آن معارف ناب را حقيقةً شهود كرده‌اند ، و إلّا سالكينى كه گرچه در راه خدا گام‌هائى برداشته و به درجاتى هم رسيده‌اند ولى بر آن قلّه ظفر نيافته‌اند در پيچ و خم فهم و شرح مباحث دقيق توحيد ذاتى حضرت حقّ فرو مىمانند . تنها و تنها راه يافتگان حريم حضرت حقّ هستند كه مىتوانند حقائق عالم عِلوى را آنطور كه هست نه از روى ظنّ و گمان شرح و بسط داده و قلوب تشنه پويندگان راه كمال را از معارف الهى سيراب سازند ، معارفى كه فقط در اثر
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 293 و 294