صورتى بهتر نيز هست و آن اينكه خود و آنها را نبينى . « 1 » »
و نيز مىنويسند :
« و يك بار فرمودند : خوب است انسان كه صدقات مستحبّه و خيرات خود را ميدهد ، از پاكترين اقسام اموال خودش باشد . سوا كردن مال و قسم پست و مشكوك را به فقرا دادن بالأخصّ به سادات روا نيست . اتّفاقا اين در وقتى بود كه حقير مالى را به عنوان صدقات مستحبّه و امور خيريّه از ناحيه خود براى سيّدى فرستاده بودم ، و در وقت تعيين آن ، قسمت پاك و بدون شبهه را براى خود ، و قسمت مشتبه و مجهولُ الحال را براى آن سيّد انتخاب نموده بودم . و خدا ميداند كه از اين عملِ من جز خود من و خدا كسى مطّلع نبود . ايشان بواسطه اين إخبار ، هم مرا مطّلع بر امر پنهانى نمودند و هم دستور عمل به آيه قرآن را دادهاند كه :
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
. « 2 »
« ابدا شما به بِرّ و نيكى نمىرسيد ، مگر زمانيكه در راه خدا انفاق كنيد از آنچه را كه دوست ميداريد ! » « 3 » »
روح ادب و بينش سلوكى
كيفيّت معاشرت و رفتار سالكين إلى الله با اساتيدشان نشانگر ميزان ارادت و فهم سلوكى آنهاست . با دقّت در نحوه مراوده حضرت آقا با مرحوم حدّاد ظرائف و لطائفى آشكار ميگردد كه افق روشنى از حالات ممتاز ايشان
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 139 ؛ آثار و بركات اين دستورات الهى را در سيره عملى حضرت آقا به وضوح ميتوان ديد كه به گوشهاى از آن در فصلهاى آتى كتاب اشاره خواهد شد .
( 2 ) صدر آيه 92 ، از سوره 3 : ءَال عمران
( 3 ) همان مصدر ، ص 109