در خانه پدر واقعى
گرچه صِرف يافتن استاد كامل و مربّى إلهى براى پيمودن راه خدا امرى حياتبخش و گرانقيمت است و چه بسا انسان بعد از سالها تلاش و طلب به محضر استاد طريق و ولىّ خدا راه يابد ، ولى از آن ارزشمندتر توفيق بهرهورى و استفاده از نفس استاد و راه يافتن به حريم معنوى اوست كه صد البتّه براى هر سالكى ميسّر نمىگردد . سالك راه خدا در صورتى ميتواند به چنين گنجى دست يابد كه خود را در ظاهر و باطن به تمام معنى به وى نزديك سازد و از اهلبيت و خاصّان درگاه به حساب آيد تا رفته رفته محرم أسرار استاد شده و از خرمن معارف ناب او توشه برگيرد .
حضرت آقا در اين زمينه مىنويسند :
« . . . بنابراين بسيار زحمت دارد تا انسان قدر و قيمت جواهرى را بداند و بفهمد و بتواند آن را خريدارى كند ؛ زيرا بايد با جميع جهاتِ آن جواهر مسانخت پيدا نمايد و مشابهت كند . و آنها هم انسان را بپذيرند ، و به خود راه دهند ، و مانند فرزندانشان و يا خادمشان كه مورد امن و امان آنهاست با وى معامله نمايند ، و او را محرم أسرار خود بدانند ؛ آن هم أسرار إلهيّه نه أسرار دنيويّه .
حالا مىفهميم كه چقدر انسان بايد راه برود تا جزءِ اهل بيت خانه او گردد ، و در حكم فرزند يا خادم او به حساب آيد . زيرا در غير اين صورت ، يعنى در غير صورت اتّحاد و وحدت در سلوك و راه و زىّ و لباس و غذا و طعام و بالأخره جميع امورى كه از آن اهل بيت و از اختصاصاتشان به شمار مىآيد ، امكانپذير نيست كه از روح آن اهل بيت متمتّع گردد . « 1 » »
ارتباط حضرت آقا با مرحوم حدّاد دقيقا به همين كيفيّت است . يعنى
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ، ص 682