در همه عوالم از او منقطع بود مگر نسبتِ اللَه . « 1 » »
و نيز ميفرمايند :
« جناب محترم آقاى حاج محمّد حسن بياتى أدام اللهُ توفيقَه ميگويند : من در معيّت ايشان از مسافربرى به شاهزاده حسين رفتيم ، همين كه ميخواستيم عرض خيابان را طىّ نمائيم ، حضرت آقا به من فرمودند : مرحوم آية الله انصارى سالكان راه خدا را از يك طريق مىبرد ؛ و ليكن من از سه طريق مىبرم . « 2 » »
و نيز در ضمن شرح ملاقات مرحوم شهيد مطهّرى با مرحوم حدّاد فرمودهاند :
« آنچه ميان ايشان و حضرت آقا به ميان رفته بود ، من نه از حضرت آقا پرسيدم و نه از آقاى مطهّرى ، و تا اين ساعت هم نميدانم . ولى مرحوم مطهّرى هنگام خروج آهسته به حقير گفتند : اين سيّد حيات بخش است .
ناگفته نماند كه روزى مرحوم مطهّرى به حقير مىگفتند : من و آقا سيّد محمّد حسينى بهشتى در قم در ورطه هلاكت بوديم ، برخورد و دستگيرى علّامه طباطبائى ما را از اين ورطه نجات داد .
حالا اين كلام مرحوم مطهّرى درباره حضرت حاج سيّد هاشم كه : اين سيّد حيات بخش است ، هنگامى است كه حضرت علّامه هم حيات دارند ، و از آن وقت تا ارتحالشان كه در روز هجدهم محرّم الحرام 1402 هجريّه قمريّه واقع شد ، شانزده سال فاصله است . تازه علّامه پس از مرحوم مطهّرى ، لباس بدن را خَلْع و به جامه بقا مخلّع گشتند . « 3 » »
بارى اين عظمت و اوج عرفانى و توحيدى مرحوم حدّاد سبب شده بود كه حضرت آقا با تمام وجود دلباخته ايشان شده و روز به روز انس و الفت باطنى
هامش
( 1 ) روح مجرّد ، ص 134 و 135 ، و ص 304 ، و ص 160
( 2 ) روح مجرّد ، ص 134 و 135 ، و ص 304 ، و ص 160
( 3 ) روح مجرّد ، ص 134 و 135 ، و ص 304 ، و ص 160