تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
غيور و دين دوست و دلسوزى است ، و از ثابتين و المقدّمين است كه :
وَ لا يَخافُونَ
( فى الله )
لَوْمَةَ لائِمٍ
. و يكى هم مرحوم آية الله شهيد حاج سيّد عبد الحسين دستغيب بود كه چه شبها و روزها با هم داشتيم ، و چقدر پاك طينت و مجاهدى استوار بود . رحمة الله عليه رحمةً واسعةً » .

شرط اساسى براى كار تشكيلاتى

و همچنين در نخستين ايّام تبعيد آية الله خمينى به نجف اشرف و در خلأ بوجود آمده ، گروهى از جوانان غيور و جان بر كف به سراغ آقا مىآيند - كه نسبةً در بين رده‌هاى بالاى فكرى عملى نهضت براى بعضىها شناخته شده بودند - و پيشنهاد مديريّت تشكّل خود را به ايشان مىنمايند ، كه ايشان بر يك اصل اساسى و عقلانى تأكيد مىورزند و بعنوان پيش‌شرط مطرح مىكنند ، و چون آنان تا اين حدّ حاضر به همكارى نبوده‌اند اين قضيّه شكل نمىگيرد . خودشان به اين واقعه چنين اشاره مىكنند : « . . . در همان ايّام بعضى از جوانان غيور آمدند پيش ما كه ما چنين و چنانيم ، و سر سپرده‌ايم و ميخواهيم داخل افراد خاصّ شما بشويم ، روح ما جان ما فداى دين و قرآن باشد . هر امرى هر فرمانى باشد از شما اطاعت مىكنيم . چند نفر از آنها هم حيات دارند . يكى از آنها آقاى احمد توكّلى بود . يكى آقاى سيّد حسين محتشمى و ديگر سيّد محمود محتشمى . ( سيّد حسين محتشمى را گفتند پدر همين آقاى محتشمى است كه الآن وزير كشور است . ) اينها خيلى مردمان با فهم و غيور و خوبى بودند بخصوص آقاى سيّد حسين و سيّد محمود محتشمى و آقاى توكّلى كه واقعا فكرشان خوب بود و زحمت هم مىكشيدند . . . خلاصه آن آقايان كه نزد من آمدند گفتند : ما پنجاه نفريم .