برافراشتن پرچم عدل و داد ، و نظير اين امور تحريص و ترغيب به عمل مىآمد .
و افرادى كه در مسجد قائم تردّد داشتند غالباً از اهالى همان محل نبودند بلكه از راههاى دور مىآمدند ، و مردم با فهم و بصيرت و از جوانان غيور و دين دوست و متديّن و صادق بودند ؛ و تعداد اين افراد بر سكنه بومى و اهالى محل غلبه داشت .
و در روزهاى جمعه سه ساعت به ظهر مانده مجلس قرائت قرآن تشكيل مىشد ؛ و يكساعت و نيم به ظهر مانده تا ظهر خودم براى مردم تفسير و بيان عقائد مىنمودم ، و از مطالب حِكمى و فلسفى و عرفانى زياد گفتگو مىشد . و در رأس ساعت ظهر با تمام جمعيّت كه مسجد را پر ميكرد و صحن حياط را نيز ميگرفت اقامه جماعت مىشد و سپس مردم متفرّق مىشدند .
در مواقع جشنها و ايّام سوگوارىها مثل ليالى قدر و عاشورا و روز رحلت خاتم الأنبياء صلّى الله عليه و آله و سلّم نيز خطبه و سخنرانى را خود متعهّد مىشدم .
زيرا اوّلًا : با اين مردم حسّاس و غيرتمند و جوانان لايق عنوان برادرى داشتيم ، و خطبهها و مواعظ از روى الزام و تكليف و يا اشتغال به شغلى نبود ؛ فلهذا هم من با آنها مأنوس بودم و هم آنها با بنده .
و ثانيا : غالب وعّاظ نامى در آن اوقات كه افراد محدودى نيز بيش نبودند ، خودشان مجلس داشتند و پذيرفتن دعوت ما براى آنها مشكل بود ، و وعّاظ غير نامى نيز مشكل بود از عهده آن مجلسهاى سنگين و عظيم كه از اساتيد دانشگاهها و مديرها و مسؤولين چه بسا افراد كثيرى نيز مىآمدند ، برآيند .
و ثالثا : دعوت نمودن واعظ و سخنران هر چه هم مطلوب و مورد نظر عامّه بود ، ولى معذلك اين نقص را داشت كه آن واعظ به اختيار و اراده خود هر مطلبى را كه ميخواست انتخاب ميكرد ، نه آن مطلبى را كه ما ميخواستيم . و
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 314
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٣١٤