به راستى هم حزب اگر در آن دوران صحنه گردان نمىشد در خيلى از موارد ضربههاى سنگين به نهضت وارد مىشد . و موفّقيّتهاى حزب در شكستن قدرت جريانهاى ضدّ اسلامى را در انتقامى كه با انفجار مركز حزب جمهورى اسلامى نشان دادند ميتوان ديد كه هفتاد و چند نفر را به خاك و خون كشيدند . و اين خود نيز حاكى از دير شكل گرفتن حزب و عدم آگاهى مديران در حفظ ياران و تشكيلات از خطر تروريستها بود .
بارى ، اكنون نيز در فضاى سياسى كشور خلأ كمبود يك حزب مقتدر و متّكى بر ارزشهاى دينى و با تصّدى بزرگانِ مورد قبولِ توده مردم بسيار محسوس است ، و خطرات فقدان آن بارها دامنگير انقلاب شده است . مخصوصا در اين دوران كه هر از چندگاهى تشكّلهاى قارچ گونه فضاى سياسى كشور را آلوده و درگير مىنمايند .
البتّه رهبر فقيد و بزرگ انقلاب آية الله خمينى هم بر اساس تشخيص خود مخالف تحقّق چنين تشكّلى بودند ، و بر اساس باورها و محذورات يا امور ديگرى تشكيل حزب را مضرّ يا لا اقل غير لازم ميديدند .
حضرت آقا هم در طرف مقابل ادامه نهضت را بدون تشكيلات سازمان يافته ، كارى پر خطر و دير ثمر ميدانستند ؛ كه چون سر و كار نهضت با خون و جان مردم است بايد نهايت دقّت و برنامهريزى را انجام داد تا با كمترين ضرر و در كوتاهترين مدّت ممكن به پيروزيهاى بزرگ دست يافت .
بارى ، اين محور ، يكى از اصلىترين مسائلى بود كه بين آقا و ايشان در نحوه پيشبرد و اداره امر نهضت فاصله انداخت ، كه خودشان ميفرمايند :
« . . . على كلّ تقدير يكى از مواردى كه خلاصه نظر بنده با ايشان موافق نبود همين قضيّه حزب بود . »
سپس دو مورد ديگر را نيز كه مورد نظرشان نبوده بيان مىكنند كه هر دو
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 309
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٣٠٩