مورد مربوط به مقام اجراء است ، و اشاره مىكنند كه رهبر انقلاب هم در هر دو مورد موافق نبودهاند . كه البتّه خود اين دو مورد هم بر اساس نبودن تشكيلات منسجم و برنامهريزى دقيق و حساب شده به بار آمده است .
يك سؤال
آيا حضرت علّامه كه اين همه تشكيلاتى فكر ميكردند و طرح تأسيس يك تشكيلات عظيم حساب شده را به مرحوم آية الله خمينى ميدادند و اين همه پافشارى ميكردند ، خودشان در مقام عمل تشكيلاتى كار ميكردند ؟
جواب آنست كه : آرى ، ايشان نه تنها در مقام طرح ، مدافع كار تشكيلاتى بودند كه در مقام عمل نيز در محدوده خود گروهى از دوستان يكدل و يك زبان را جمعآورى و تربيت نموده و تشكّلى را بىاسم و نشان سامان داده بودند و از همسنگران قديمى خود نيز در آن جمع بهره مىبردند . كه البتّه چون در جايگاه حسّاس رهبر انقلاب رحمة الله عليه نبودند طرّاحى آن تشكّل عظيم را با خصوصيّاتى كه گذشت ، به ايشان پيشنهاد ميكردند . خود در اين رابطه ميفرمايند :
« . . . اينها ( برخى از انقلابيّون ) هم با ما روابطى داشتند و در مواقع خطير كمكها ميكردند و ليكن جزو افراد ما نبودند .
. . . ديگر از افراد بسيار خوب ما آية الله حاج شيخ صدر الدّين حائرى شيرازى بود كه الآن از علماى شيراز هستند ، برادر بزرگ آقاى حاج شيخ محيى الدّين كه امام جمعه شيراز هستند . ايشان هم مرد صادق ، پاك ، خوش فكر ، و دلسوز بود و زندانها كشيد ؛ خيلى زندانهاى سخت ؛ و حتّى همين كسالتى كه چشم بنده پيدا كرد ، دِكُلْمان ( پارگى شبكه ) ، او هم در زندان پيدا كرد . منتهى او را زده بودند و چشمش پاره شده بود كه بعد از اينكه آمدند بيرون عمل كردند ولى عملش فائده نداشت ، و الآن يكى از چشمهايش را از دست داده . ايشان هم الآن حيات دارند ، و بسيار مرد خوب و خوش فكر و