وظيفه الهى بر اساس فهم تكليف است .
دوّم : خدا ترسى و تلاش براى تصحيح و توجيه نظر مخاطب .
با همه مخالفتى كه حضرت آقا نسبت به اداره امر نهضت با شيوه حركت بدون تشكيل حزب دارند و مباحثه را با مرحوم آية الله خمينى مفصّلًا پيگيرى مىنمايند ، ولى باز مىگويند سخن ايشان در مقطعى صحيح است ؛ و بطور كلّى آن را نقد نمىكنند . ايشان پس از بيان اين مطالب ميفرمايند :
« . . . خلاصه عقيده ايشان تشكيل حزب نبود ، و شايد تا آخر هم بر همين اساس فكر ميكردند . البتّه فرمايش ايشان از يك جهت تمام است : از جهت اينكه كسى كه مرجع تمام مسلمين است آنوقت حزبى بنام خودش تشكيل بدهد اين صحيح نيست .
ولى تا هنگامى كه مرجعيّت عام و حكومت عام پيدا نكرده و سازمانها و گروههاى ديگر رقيب او هستند و آن رقيبها كار مىكنند - و ما ديديم كه رقيبها چه ضربهها زدند - اين حزب موجب اين مىشود كه آن افراد دلسوز و متخصّص با يكديگر مرتبط شوند و كارهايشان روى ارتباط انجام بگيرد .
اين وزير امروز بخواهد از كار ساقط بشود يا استعفا بدهد يا مريض شود ، پنج نفر ديگر شبيه او موجودند ديگر محتاج نيست كه انسان تأمّل بكند ؛ حزب افراد را مىسازد . و لذا امروز هم در دنيا هر تشكيلاتى كه بر اساس حزب است براى همين جهت است » .
تثبيت ضرورت تشكيلات
خلأ وجود يك تشكيلات منسجم كه در طول نهضت ، برنامهريزى و سامان امور را عهدهدار باشد ملموس بود ، و در اوج گيرى نهضت خود را نشان داد ؛ هر چند تشكّلهاى جزئى مختلفى در ساماندهى امور فعّاليّت ميكردند . و اين خلأ بيش از پيش در صبح روز پيروزى و نخستين روزهاى فروپاشى حكومت