ايشان گفتند : أبدا به هيچ وجه من الوجوه حزب صلاح نيست ، به هيچ وجه من الوجوه اسم حزب را نبايد آورد .
من عرض كردم : حالا اسم حزب را هم شما نياوريد ؛ بنام مجمع ، جمعيّت ، مجتمع ، هر چه ؛ اسم حزب هم نمىخواهد بياوريد ، ولى مسأله بر همين اساس بايد باشد كه يك عدّه افراد بايد مرتبط باشند در تحت اين عنوان ، كه وقتى شما قيامى مىكنيد او كه در خرّمشهر يا فلان شهر است فورا وظيفه خود را بداند . يا آن عالِم خون دل خورده و زجر كشيده ديگر در أقصى نقاط كشور وظيفه خودش را بداند به تمام معنى الكلمه ، و براى او روشن باشد كه از چه راه بايد وارد كار شود . و در اين صورت كار حل مىشود ، يعنى آن زحماتى كه بعد از انقلابهاى بدون حزب غالبا بر عهده آن جمعيّت گذاشته مىشود با اين مقدّمه ساده برداشته مىشود ، و ديگر انسان دنبال آن نگرانىها نيست » .
توجيه نظريّه رهبر انقلاب
علماى شيعه در طول تاريخ بدنبال انجام وظيفه بودهاند ، در اين گفتگو كه گذشت پافشارى حضرت علّامه رضوان الله عليه بر ايجاد يك تشكّل قوى با دو محورِ روى صحنه و پشت صحنه براى اجراى صحيح و كامل مقاصد در طول نهضت و برنامهريزى و تربيت ياران و شناسائى لايقها و بكارگيرى آنان در نهضت و پس از پيروزى را مىبينيم ؛ و از سوى ديگر مقاومت رهبر فقيد انقلاب رحمة الله عليه در برابر ايشان بدليل اينكه هنوز به ضرورت تشكيلات منسجمِ اسم و رسم دار قائل نشدهاند را مشاهده مىكنيم .
فعلًا در صدد تحليل دو نظريّه و نقد و بررسى هر يك و ميزان موفّقيّت آن دو نيستيم ؛ آنچه در اينجا به عنوان درس و عبرت ميخواهيم متذكّر شويم دو مطلب است :
اوّل : جايگاه رفيع اجتهاد در مرجعيّت شيعه كه محور اساسى انجام