علماى اسلام و مخصوصا رهبر عظيم الشأن انقلاب حضرت آية الله خمينى در صدر نهضت جاى خود را نشان ميدهند ، و دوست و دشمنِ داخلى و خارجى جهان اسلام اين واقعيّت را ادراك مىكنند . در آن حال و هوا كه كمتر كسى به تعميق حركت مىانديشيده است ، حضرت علّامه آرام و بىسر و صدا بدنبال تحكيم مبانى نهضت بر اساس يك برنامه ريزى بلند بوده و تربيت انسانهاى لايق و كار آمد و متديّن را براى گسترش و اداره امور نهضت و بدستگيرى سنگرهاى كليدى در روزهاى نخستين پيروزى و گذر از لحظات بحرانى و طاقت فرسا لازم ميدانستند . و اينها همه را از وظائف مديران اصلى نهضت مخصوصا شخص آية الله خمينى مىشمردند و به همين جهت بدور از هر گونه تعيّن و خود خواهى و در كمال شفقت و دلسوزى ديدارهائى با ايشان انجام ميدهند و بر اين امور تأكيد مىورزند . با تأمّل در خاطرات آن دوران كه به گوشههائى از آن اشاره دارند ؛ درجه اخلاص الهى ، و نهايت همكارى ايشان با رهبر انقلاب رحمة الله عليه ، و ژرف نگريشان در مديريّت نهضت و مسائل مهمّ مبارزاتى بدست مىآيد :
« به حمد الله اين مسائل گذشت ولى بازهم ايشان در قم آزادى و اختيار نداشتند بلكه در كنترل شديد دستگاه بودند . بعضى اوقات خدمتشان مشرّف مىشديم .
در يكى از شبها به ايشان عرض كردم : ما تا به حال روى اسلام تبليغ ميكرديم ، ولى ديگر از اين به بعد گوئى اسلام در شما متمركز شده است و بايد روى شما كاملًا تبليغ كنيم . حالا بگوئيد ببينيم خلاصه چكار ميخواهيد بكنيد ؟ چه برنامهاى داريد ؟ چه نقشهاى داريد ؟ با چه ظهور و ابراز شخصيّتى ميخواهيد معرّف اسلام باشيد ؟ بالأخره ما با شما در اين مدّت مشورت داشتهايم ، و بايد وضع روشن بشود .
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 301
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٣٠١