تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
بيان أحكام كلّى بود و وظائف عامّه مسلمين را روشن ميكرد . هيچگاه در منبرها و خطابه‌ها به خصوص شخصى حمله نمىشد ، و لهذا بهانه‌اى در دست سازمان امنيّت نبود . و اگر ما ميخواستيم در اين مطالب متظاهر شويم ، ابدا نمىتوانستيم كار كنيم و يك قدم برداريم . فقط اينها يك مطالبى بود با همين رفقاى خاصّ خودمان كه بوسيلهء كاغذ يا پيغام با هم ارتباط داشتيم و دستگاه نمىتوانست از اينها اطّلاع پيدا كند ، و اگر أحيانا اطّلاعاتى بدست مىآورد يك اطّلاعاتى نبود كه بتواند مثلًا آن را مستمسك كند و ما را تحت تعقيب قرار دهد . تلفن نداشتيم تا كنترل شود ، نامه‌ها را هم با اشخاص مىفرستاديم تا در پست به دست ساواك نيفتد . » كار دقيق پشت پرده و رعايت اصول صحيح مبارزه با دشمن و رسيدن به هدف با دريافت كمترين خسارتها و ندادن مستمسك به دست دشمن و كار را براى خدا كردن و بدور از ظهور و بروز ، آن قدر در حضرت آقا عالى تجلّى كرده بود كه نه تنها ساواك كه حتّى برخى چهره‌هاى انقلابى هم شناختى از اين اسطوره مبارزه نداشتند و بعضا ايشان را فردى منزوى مىشناختند . خودشان بعنوان نمونه ميفرمايند : « . . . عجيب است اين آقاى سبزوارى ما كه يكى از افراد فعّال ما بود در همدان ، و تمام اعلاميّه‌هاى ما بدست ايشان تقسيم مىشد . . . يكروز اين آقاى سبزوارى از باب امتحان به يك شخص معروفى كه از طهران رفته بود به همدان و آنجا صحبت كرده بودند از قيام علماى طهران و طرز قيام و إقدام آنها ، بعد به او گفته بود : فلان كس چى ؟ او چكار مىكند ؟ ( و نام مرا برده بود ) آن شخص معروف گفته بود : او را رها كن ! آدم منزوى است به اين كارها كار ندارد . « همين جاست كه اين رجل الهى بر اين مطلب تأكيد ميفرمايند ، و آنچه بايد درس گرفت را بيان مىنمايند كه اصولًا هدفشان از بيان اين خاطرات طرح