روز يا دو روز ديگر طول مىكشيد تحقيقا مرده بودم » .
رمز گرفتار نشدن حضرت آقا به دست ساواك
با اينكه فعّاليّتهاى حضرت آقا نقش كليدى و محورى داشته و در سطح بالا با مهرههاى اصلى و مخصوصا شخص رهبر فقيد انقلاب رحمة الله عليه ارتباط بسيار نزديك و تعيين كنندهاى داشتهاند و سپس براى نجات ايشان حركتى وسيع را طرّاحى و اجرا نموده و به لطف الهى به موفّقيّت هم دست مىيابند ، چگونه است كه ايشان گرفتار دستگاه اطّلاعاتى و امنيّتى حكومت نمىشوند و از چشمان ساواك پوشيده مىمانند ؟ با توجّه به اينكه علماى فراوانى دستگير و بازداشت ميگردند ؟
اين مطلبى است حسّاس و قابل توجّه ، و علّت اصلى و واقعى آن در مشيّت الهى و امداد باطنى اولياء الهى بوده است ؛ و در مرتبه اسباب ظاهرى نيز عدم اشتهار ايشان و مراعات نمودن اصول امنيّتى و بهانه به دشمن ندادن و تشكيلاتى كار كردن و دقيق و هوشيار بودن ؛ همانگونه كه خودشان با نگرش زيباى توحيدى خود ، كوتاه و گذرا به آن اشاره ميفرمايند :
« . . . وقتى كه آقاى دستغيب را آزاد كردند من رفتم به ديدن ايشان . ايشان به من گفتند : ما همهاش در زندان نگرانى تو را داشتيم ، گفتيم اينها اين بلاها را كه به سر ما آوردند با تو چكار كردند ؟ ! و واقعا نگرانى داشتيم . و آقاى دستغيب ميخواست بگويد كه : تقريبا بيش از اينكه مثلًا ما به درد خودمان ناراحت بوديم به فكر تو بوديم ، و چطور تو را اصلًا نگرفتند ؟ !
گفتم : و الله من نميدانم ! حالا خدا نخواست ، يا اين كارهائى كه ما ميكرديم كارهاى متظاهر نبوده ، نميدانم ؟ چون ما در آن وقت اسمى نداشتيم ، رسمى نداشتيم ، هيچ هيچ . يك امام جماعت سادهاى كه مىرفتيم مسجد و مىآمديم . و خطبهها و منبرهائى هم كه خودم ميخواندم ، در تفسير آيات قرآن و