وظيفه فرد مسلمان در احياى حكومت اسلام است ، كه اسم مجموعه اين خاطرات را هم همين نام انتخاب كردهاند . با عنايتى خاص ميفرمايند :
« دقّت كرديد ، مسأله خيلى مهمّ است ؛ البتّه همه چيز عنايت پروردگار است ، لطف خداست ، ولى انسان بايد كار خودش را بكند و به دست دشمن بهانه ندهد و بدون جهت خود را گرفتار نكند ، زيرا كه از ادامه فعّاليّت وا مىماند . انسان نبايد كار خودش را إبراز كند ، نبايد سرّ خودش را فاش كند ، بايد كار خودش را بكند آن هم مخفيانه ، و مردم را به آن هدف و مقصد تحريك كند . . . »
البتّه ساواك هم حسّاس شده و برنامهريزى هم مىنمايد و در سطح وسيعى در اطراف ايشان مأمور گماشته و حتّى خانهاى مقابل خانه ايشان قرار ميدهد ولى به لطف الهى و امداد غيبى به نتيجهاى نمىرسد . در اشارهاى ميفرمايند :
« . . . اين سازمان امنيّت لعنة اللهى هم خيلى روى ما حساب ميكرد ولى هر چه مىگشت چيزى پيدا نمىكرد ، و روى ما خيلى سرمايه گذارى كرد . و حتّى عرض كردم ما آنوقتى كه در احمديّه بوديم يك خانه جلوى خانه ما ساخت و يك نفر را مأمور كنترل كارهاى ما كرد ، ولى چه بدست بياورند از كسى كه ظهور ندارد ؟ . . .
يك مرتبه هم كه بنده را براى سازمان امنيّت احضار كردند اجمالًا گفتند كه : شما جلساتى سابقا داشتيد ، بگوئيد در آن جلسات چه مطالبى مذاكره مىشد ؟ مثل اينكه بعضى از مطالب جلسات خصوصى ما احيانا به گوش آنها رسيده بود » .
گفتگو درباره آينده نهضت
به لطف خدا حركت مردم در دفاع از ارزشهاى الهى به نتيجه مىرسد ، و